تبليغاتX
وبلاگ رسمی دوره سیزده دبیرستان مفید دو

وبلاگ رسمی دوره سیزده دبیرستان مفید دو

بهانه ای تا کنار هم بمانیم...

سفري

به كوير دفتر فارغ التحصيلان دبيرستان مفيد 2 در نظر دارد برنامه ي علمي-تفريحي-تخیلی برگزار كند. زمان: 15 و 16 بهمن - حركت صبح روز 5شنبه - بازگشت: صبح روز جمعه
مكان: كوير مرنجاب - واقع در استان  كاشان

شركت كنندگان: فارغ التحصيلان داوطلب دوره هاي 1 تا 14
هزينه ثبت نام: 7 هزار تومان(مفت!)
لازم به ذكر است 5 شنبه شب با حضور آقاي صدرا جزايري، برنامه ي رصدي خواهيم داشت.
با توجه به محدوديت تعداد شركت كنندگان در اين برنامه (حد اكثر 40 نفر) جهت ثبت نام بشتابيد.
جهت اطلاع بيشتر با شماره موبايل دفتر فارغ التحصيلان 09195585047 تماس بگيريد.


 آقا صالحیه خودمونه !

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 9:35  توسط محسن تبریزی  | 

دفتر فارغ التحصيلان مفيد 2 در نظر دارد به منظور ارتقا سطح علمي دوستان فارغ التحصيل، دوره هاي آموزشي و مهارتي در دبيرستان برگزار كند. در اولين قدم دوره هاي آموزشي فوق برگزار خواهند شد.
علاقه مندان مي توانند جهت ثبت نام به دفتر فارغ التحصيلان مراجه نمايند.
شايان ذكر است نرم افزار Primavera مورد استفاده ي كليه ي افراد علاقه مند به مباحث مديريتي و برنامه ريزي به ويژه دانشجويان مهندسي صنايع، مهندسي عمران و مديريت قرار مي گيرد.
همچنين فراگيري نرم افزار MATLAB را به كليه ي دانشجويان رشته مهندسي به خصوص رشته هاي برق،‌مكانيك، كامپيوتر، مهندسي شيمي، مهندسي مواد و مهندسي عمران توصيه مي كنيم. اين نرم افزار مي تواند شما را در دروس رياضيات 1 و 2، معادلات ديفرانسيل، محاسبات عددي و رياضيات مهندسي ياري دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 12:16  توسط محمدحسین فصیحی  | 

اگه گفتن این وبلاگ وبلاگ خوبیه بشنو....ولی باور نکن.

در راستا به غیرت آوردن یه سری خاص و غیر خاص.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 19:14  توسط احسان فرهادی  | 

سلام بچه ها.

امیدوارم خرافه گرا نباشید ولی نکته ای که شاید شنیده باشید این است که پایان جهان در سال 2012!!!!!!

یک مطلبی درباره این موضوع در بخش ادامه مطلب گذاشتم بخونید و نظرتون رو بنویسید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 20:35  توسط محمداسماعیل مرشدی  | 

سلام بچه ها

امیدوارم با نزدیک شدن ایام محرم تفکر ما هم درباره قیام سیدالشهدا عمیق تر بشود.

شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی گفتند:((شهادت حسین بن علی حیات تازه ای در عالم اسلام دمید و اثر و خاصیت یک سخن یا تاریخچه و یا شخصیت حماسی این است که در روح موج به وجود می آورد،حمیت و غیرت به وجود می آورد ،شجاعت و صلابت به وجود می آورد ،در بدنها،خونها را به حرکت و جوشش در می آورد و تن ها را از رخوت و سستی خارج می کند و چابک و چالاک می نماید.))

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 12:58  توسط محمداسماعیل مرشدی  | 

حق نشاید گفت جز زیر لحاف....
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 16:57  توسط احسان فرهادی  | 

وجدان یعنی...؟

 

 

 

پ.ن:تعریفتونو بگین.همین

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 23:0  توسط احسان فرهادی  | 

ها؟!

آقا به وب ما هم سر بزنید

دفترنقاشی

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 17:14  توسط محسن تبریزی  | 

نمیدونم چرا با کسی که غیبت میکنه خیلی راحتتر کنار میام تا با کسی که زنا کرده؛

تازه با کسی که دروغ میگه راحتتر...

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 8:52  توسط احسان فرهادی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 17:32  توسط محسن تبریزی  | 

حكايت شيخ و درويش و دوشيزه!

شيخي براي فرار از جيفه ي دنيا سر به بيابان نهاده بود. همان سان كه طريق بي سر انجامي در پي داشت، به درويشي رسيد، كه شوريدگي امانش بريده بود و ناخواسته و نا دانسته سر از نا كجا آبادي در آورده بود كه شيخ بدان گريخته...

هم زبان شدند و از حكايت يكديگر مطلع گشتند. تصميم بر آن شد كه چند صباحي همراه راه هم گردند. در ميانه ي راه به رود خانه اي برخوردند كه لاجرم مي بايست در نورديده مي گشت.

در كنار رود، دوشيزه اي جوان كه در وجاهت صورت، آينيه ي جمال صورت آفرين بود پايي در رود داشت و پاي ديگر در كنار؛ و مي كوشيد تا بر  امواج متلاطم رو فائق آيد. لكن نه چاره اي بر قوت آب داشت و نه گزيري بر ژرفاي آن.

شيخ، بي آن كه چشم را به نظر شبهه بيالايد ، پاي در آب نهاد و مردانه به كارزار گرداب رفت و ساعتي بعد آن سوي رود بود.

درويش كه دخترك را اين سان مستاصل يافت، پيش از آنكه پاي بر رود نهد، دل به دريا زد و دوشيزه ي جوان را در كنار گرفت و با مشقت وافر از رود گذشت. دخترك سپاس گفت و درويش بدرود.

شيخ و درويش همراهي را از سر گرفتند؛ در حالي كه در رفتار و گفتار شيخ با درويش، توفيري عيان نمايان بود.

ساعت ها گذشت؛ تا اينكه شيخ طاقت از كف بداد و ناگاه روي ترش كرد و نيك از خود به در شد. فرياد بر آورد كه اي درويش لا حيا و حق نشناس! رذالات تا كي و غفلت تا كجا ؟! چه گونه حياتت بقا يافت، حال آنكه در پيش دو چشم باري تعالي آن سان دست و دامان خويش به معصيت آلودي!؟

درويش كه آثار شگفتي در چهره اش نمودار بود، اندكي تامل كرد تا منظور شيخ را فهم كند. ناگاه دو درهمي اش اوفتاد و بر ريش شيخ نيك خنده كرد.

با لحني سنگين و آسوده گفت:

اولا، تو از كجا يافتي كه باري تعالي سبحانه دو چشم دارد!؟

ثانيا من اگر آن دوشيزه را در آن سوي رود در آغوش كشيدم، ساعتي بعد در سوي ديگر نهادم و آمدم. اما تو از همان سوي تا همين ثانيه او را در آغوش كشيده اي و نمي هلي!

طرح داستان، از يكي از دوستان...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 23:35  توسط مجتبی خاکسار  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 22:25  توسط مجتبی خاکسار  | 

سلاااااااااااام

چطورید!

یه چیزه جالب! تو گوگل سرچ كردم "دوره۱۳" بعد اين عكس اومد! نظرتون چيه درباره ش؟؟؟؟

دوره13

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 23:18  توسط محمدحسین فصیحی  | 

کسایی که با شعر نو میونه خوبی دارند حتما میدونن این جمله بالا مال کیه.

خلاصه هدف من از این موضوع بالایی شناساندن شاعر معاصر سهراب سپهری نبود بلکه در خود جمله باید دقت کرد که واقعا خانه دوست کجاست؟

میدونم همه ما خونه دلامون چه خیلی بزرگ باشه چه خیلی کوچک چه با کلاس باشه چه بی کلاس چی خیاطش بزرگ باشه چه کوچک و خلاصه خونه دلامون هر چی باشه از یک چیز نمیشه گذشت و آن اینکه تو این خونه جای کیه؟شاید بگید یه دوست قدیمی یا یک دوست جدید یا یک دوست همیشگی یا یک دوست که فقط به خاطر اینکه با تو دوسته.به نظرتون کدومش میتونه ولایق اینه که در این خونه باشه؟به نظر من که دوست وقتی میتونه دوست باشه که من نوعی لایق دوست داشتن داشته باشم.نمیخوام سرتونو درد بیارم ولی فکر میکنم دوستیهای ما نباید سر مسائلی کمرنگ بشه و قصد من نصیحت نبود چون همتون میدونید من کم نصیحت میکنم واین یک حرف بود که از روی علاقم به جمع دوست داشتنی دورمون گفتم وهمین وبس.

تا شقایق هست زندگی باید کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 19:6  توسط محمداسماعیل مرشدی  | 

میلاد حضرت علی بن موسی الرضا را به ساحت مقدس امام عصر ارواحنا فداه تبریک عرض می کنیم.

عکس های زیبا از گنبد و مناره های حرم مطهر آقا

....... پ . ن .........................................

آلبوم عكس هاي قديمي دوره 13

به كوري چشم آرمان ها...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 1:20  توسط مجتبی خاکسار  | 

با توجه به مطلب  و نظرات اخیر

نتیجه حاصل می شود

که:

یا محسن جان کور هستند و این همه جمعیت را نمی بینند!!!

و یا اینکه بسیاری ازدوستان مقوله ی بی معرفتی را منفجر (پاره!) کرده اند٬

( نفس حقیر را مستثنا نمی کنم! )

لذا پای حرف٬ حرّاف های خوبی هستیم

اما پای عمل٬

ناگاه متوجه می شوی که دوستان کلاه خودشان را چسبیده

- نخود ٬ نخود ٬ هر که رود خانه خود -

سوی زندگیشان گریخته اند!

این طوری نمی شود برادر من

اگر قرار است دوره ای باشد٬

- که قرار بوده و هست -

و دوستی ای با شد که آن هم هست٬

نمی شود بگویی:

ما هم هستیم!

و بری دنبال زندگی خودت...

بودن نشانه دارد.

اگر گفتی هستم و نشانه ات نبود

یا دروغ می گویی!
(زبانم لال)

یا دست کم داری مغالطه می کنی...

ظاهرا دوره ای با مختصات دوره ی ما نبوده تا حالا

نه در مفید یک و نه دو

که انقدر سریع به قول بعضی از هم بپاشد

به قول ما مشغله های فردی اش زیاد شود
- و جلسه هفتگی اش تعطیل -

ریشه یابی و آسیب شناسی اش گردن عقلا (!) ی دوره

ولی حقیر از امثال خوم
(عوام دوره سیزده...)

که قدرت ذهنی کمتری داریم

و یک مقدار افکارمان پوسیده است

تمنا می کنم حرکتی بکنید

به از هیچ است...

البته اصراری ندارم!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 8:38  توسط مجتبی خاکسار  | 

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز !

البته امیدوارم هنوزم کسی یه سری به این وبلاگ بزنه!

امروز که به وبلاگ سر زدم و دیدم نظرات به ۱۰ نفرم نمی رسه دلم گرفت

رفتم تو سال پیش....تو اون مطلبایی که بالای ۱۰۰ تا نظر داشت! کلی خندیدم...

و یاد شب قدر امسال افتادم که تا سحریمونو خوردیم شروع کردیم به یادآوری خاطرات کلاسها که فکر کنم یه ۳ ساعتی طول کشید!

خواهشمندم یک فرد ۱۳هی با جنم بیاد و این اتفاقاتی که توی این یکسال تو وبلاگ افتاد را (به همراه گلچین برخی از مطالب و نظرات ) شرح بده!

اصلا اسم چند نفر هم به عنوانهای مختلف(مث پربیننده ترین مطالب - پر مطلب ترین- جالب ترین...) مطرح کنیم....

اما فکر نکنم کسی دل و وماغشو داشته باشه....

یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد          دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 13:38  توسط محسن تبریزی  | 

محسن
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 22:4  توسط محسن تبریزی  | 

5 شنبه رفتم کوه سد ممدّ.

همه چیز رو زمین کوچیک بود...خیلی.

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 21:30  توسط احسان فرهادی  | 

به اطلاع دوستان می رسونم که آقا معین یه وبلاگ جدید تاسیس فرمودن. به بنده امر کردن مراتب رو به خدمت دوستان برسونم. آدرس وبلاگ جلیل القدر معین جان در زیر درج شده:

http://www.unpobre.blogfa.com

یا علی علیه السلام

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 22:12  توسط مجتبی خاکسار  |