
سلام به همه
بچه ها حواسمون باشه اگه واسه کسی نظر خصوصی می ذاریم بقیه ی کاربرا هم می تونن ببینن
در ضمن اگه کسی از مسنجر استفاده می کنه تو نظرا آدرسشو بگه
در پناه او
بیکار بودم ، علی رنجبر رو بردم به آرزوش :

ببخشید من زیاد مطلب میزارم !
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنیم.؟
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است.
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مىشد هیجان هم بالا مىرفت. همه پیش خود فکر مىکردند: ؟این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!؟
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد.
آینهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر به درون تابوت نگاه مىکرد، تصویر خود را مىدید. نوشتهاى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
تنها یک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مىتوانید زندگىتان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید بر روى شادىها، تصورات و موفقیتهایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید به خودتان کمک کنید.
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدینتان، شریک زندگىتان یا محل کارتان تغییر مىکند، دستخوش تغییر نمىشود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مىکند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مىباشید.
مهمترین رابطهاى که در زندگى مىتوانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکنها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیتهاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مىگرداند. تفاوتها در روش نگاه کردن به زندگى است.؟

(ضمیمه ی مطلب میلاد...)
شاید فلسفش این باشه که گوشه کاغذ بیعت با آقا ، اون گوشه گوشش با خط ریز بنویسیم که آقا اگر به صلاحمون هست ما و این جمع رو نگه دارید .
پس این که دارین میرین یا برده میشین رو به این که چرا میرین ترجیح ندین . فکر کنید . اجازه ندین که ثانیه ها شما رو تصرف کنند . شما ثانیه ها رو تصرف کنید . دیگه تکرار نمی شه ها !
اولا که من از این آقا مجتبی شکایت دارم . آخه برادر من شما به چه اجازه ای اسم نشریه ی دوره رو گذاشتی رو وبلاگ؟![]()
دوم اینکه اون آقایون خوبی که در پرداخت مالیاتشون کوتاهی کردن یه وقت فکر نکن که این عمل ناشایست از دیدگان همیشه بیدار من پنهان مونده و مطمئن باشن که در سفر مشهد مورد پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت پس تا لاجرم مجبور به استفاده از زور نشدم خودتون با زبون خوش قبل از سوار شدن به قطار مالیاتتون رو بدین . این عزیزان توجه کنن که به دوره مدیونن چون بقیه مالیاتشون رو دادن
با تشکر ـ داروغه ی دوره
حالا اینکه دوستان از همه طریق گفتن که آره ... قبول ما میشیم شاگرد خوبه ؟ از خوب بهتره ؟ شوخی کردم . من همون میلادی که بودم هستم !
خوش اومدم ! نه ؟
بنده به عنوان دبیر شورای فارغ التحصیلی می خوام یک سری از اخبار رو بهتون بدم .
امروز شنبه ۱۵/۴ اولین جلسه برگزار شد که در این جلسه "مدیر جلسات" و "دبیر شورا" انتخاب شدند:
افراد حاضر : همه (تاجریان - نقدی - فخریه - شجاعی - امانی - پورصفوی - فصیحی)
مدیر جلسات : سهیل فخریه کاشان
دبیر شورا : محمد حسین فصیحی
موضوع اول جشن فارغ التحصیلی :
در این جلسه قرار بر این شد که فخریه و شجاعی با شورایی های دوره های قبل صحبت هایی کنند و تجربیات اونها رو جمع آوری کنند تا از این تجربیات در کارهمون استفاده کنیم.
قرار شد پورصفوی خلاصه ای از بودجه دوره تهیه کند .
قرار شد جلسه هفتگی های تابستان رو بنده (فصیحی) پیگیری کنم.
موضوع بعدی درباره برنامه ای در مشهد بود. قرار شد برنامه ای شبیه برنامه روز های آخر جهادی (نوشتن یادبود هایی برای رفقا) در مسافرت مشهد البته به شکلی متفاوت برگزار شود که نقدی در حال پیگیری آن است.
اگر کسی مایل هست که توی تابستان جلسه هفتگی خونشون بیاندازه به من خبر بدهد.
اگر کسی پیشنهادی داره یا برای جشن فارغ التحصیلی می تونه کمکی بکنه حتما به یکی از اعضای شورا بگوید.
باتشکر
یاعلی
من رو ۲ آ کنید تا بقیه اش رو بعدا بتونم بنویسم . فعلا همینو از من داشته باشید
شما رو به خدا ۲آ فراموش نشه
رجبتونم مبارک
شهادت امام هادی هم تسلیت
![]()
برای دوستانی هم که آشنایی ندارن توضیح می دم...
مرور کوتاهی بر چگونگی استفاده از وبلاگ های گروهی:
برای اینکه بتونید توی این وبلاگ مطلب بنویسید بعد از دریافت نام کاربری و و کلمه ی عبور از وارد سایت بلاگفا(http://www.blogfa.com) می شوید و در قسمت ورود به سایت مشخصاتتون رو وارد می کنید. همین. بعد وارد صفحه ی میز کارتون می شید و می تونید در قسمت پست مطلب جدید مطالبتون رو بنویسید. بعد از نوشتن مطلب در پایین صفحه دکمه ی ثبت مطلب رو بزنید تا مطلب پست بشه. والسلام
خب. حالا یه پیشنهاد. به نظر من فعلا خوبه که نظرات و مطالب برای کمک به شورای دورمون حول دو موضوع باشه:
۱-جشن فارغ التحصیلی
۲-روابطمون بعد از فارغ شدن!
نظر شما چیه؟

فکر کردم که همه بتونن اینجا بنویسن مطالبشونو. برا همین اگه کسی مایله عضو نویسنده ها بشه یه کامنت با ایمیل بذاره تا من یوزر و پسوردش رو براش میل کنم.
اگه کسی هم واقعا نبود که اینجا رونق بگیره می بندیمش! چه کاریه!!؟
خلاصه قدم اول از من بود. شما کمک نکنید نمیشه...!
التماس دعای فراوان.