تبليغاتX
" href="rss.aspx" />

وبلاگ رسمی دوره سیزده دبیرستان مفید دو
سلام
احتمالا خیلیاتون می دونین که من دانشگاه صنعتی اصفهان قبول شدم.
بعد از اونجایی که دیدم احتمالا اونجا حوصلم سر میره و شمام از رفتم به شهرستان محروم شدین و همتون افتادین تهران گفتم خاطرات و اتفاقاتی که تو اصفهان برام می افته رو اینتو بنویسم که هم خودم یه جور تخلیه روانی شده باشم و اگر مشکلی بود از شماها کمک بخوام.هم شما بفهمین که تو شهرستان بودن و خوابگاهی بودن چه مزه ایه.
پیشنهاد می کنم که شمام این کارو بکنین تا هم لاقل ماهایی که تو تهران نیستیم بفهمیم که تهران بودن چه جوریه، هم از تجربیات هم استفاده کنیم.
خوب بسم الله:
اول بذارین چند تا از شنیده هامو از دانشگاهم بگم.
1.یکی دانشگاههای معتبره
2.همه خیلی خرخونن.اگرم غیر از این باشه مثه اینکه نمی تونن ادامه بدن.گفتن تقریبا باید مثه یه کنکوری درس بخونی.
3.آمار خودکشی بالاس!(میگن ماهی یه نفر معموله که احتمالا شبای امتحان افزایش تلفات داریم)
4.همه کسایی که اونتو(اینتو)ان یه جورایی نمیدونم بگم "قاطی"ان یا نه ولی می گن با همه دانشجوهای دیگه فرق دارن.
5.خیلی بزرگه
6.اسنکهای دانشکده عمران خیلی معروفه.
...
بعد، من خودم 2،3 روز پیش رفتم اونجا چیز خیلی جدیدی به این اطلاعات اضافه نشد فقط:
1.واقعا بزرگ بود
2.خشک بود(همش خاک بود البته درختم داشت ولی کم)
3.خوابگاهاش 4 نفره بود تو یه اتاق تقریبا 20 منری بانفری یه تخت و یه کمد و یه میز (نمی دونم دیگه چی از یه اتاق می مونه(لحن این جمله افتانه))
4.تودانشگاه هتل داشت! دو تا!
5.سیستم حملو نقلش خیلی توپ بود مثه ترمینال بود از بس که اتوبوس داشت یه جاش.
5،5.چون خارجه شهره (5 کیلو متری اصفهانه) مثه یه شهرکه، همه چی تو خودش داره.
...
فعلا ...همین
التماس دعا...(که خیلی لازم دارم)

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 0:29 توسط احسان فرهادی |

با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات

با توجه به ضعف سازمان سنجش آموزش کشور در اطلاع رسانی در مورد ثبت نام دانشگاه های کشور اطلاعیه ی مهم این سازمان را در این پست قرار دادیم.

 

برای مشاهده ی اطلاعیه اینجا کلیک کنید

ضمنا می توانید خلاصه ی اطلاعیه را در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 12:5 توسط مديريت وبلاگ

سلام.

جالبه! ولی شخصیه. گفتم شاید خیلی مناسب نباشه اینجا بذارمش. اگه خواستید در ادامه ی مطلب یا وبلاگ خودم بخونید...

شاد باشید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 11:30 توسط مجتبی خاکسار |

بسم الله

ششم ماه رمضان ديروز بود ...

اتفاقات جالبي ديروز افتاده بود...

1 بيعت مردم خراسان با حضرت رضا (ع):

            حضرت بعد از اينكه ولايت عهدي را به اجبار پذيرفت ، مأمون روز ششم ماه رمضان مجلسي عظيم ترتيب داد و همه اكابر و اشراف و سادات و علما را جمع كرد و اول به پسر خود عباس امر كرد كه با حضرت بيعت كند و سپس سايرين... امر شد در منابر نام آن حضرت را ذكر كنند و نام آن حضرت را در درهم و دينار بزنند و همان سال در مدينه بر منبر پيغمبر(ص) خطبه خواندند و در دعا به حضرت رضا(ع) گفتند حضرت رضا(ع) ولي عهد مسلمين است. مأمون دختر خود ام حبيب را به امام رضا(ع) تزويج كرد و ام الفضل را به امام جواد نامزد نمود و دستور داد سياه پوشي كه بدعت بني عباس بود ترك كنند و جامه هاي سبز بپوشند.

2- نزول تورات بر حضرت موسي (ع)

امام صادق (ع) فرمود تورات در 6 رمضان و انجيل در 12 رمضان و زبور 18 رمضان و فرقان در شب قدر نازل شده ( بنا به قول بعضي مفسرين در دهم ذيحجه تورات نازل گرديد).

ياعلي

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 11:25 توسط محمدحسین فصیحی |

سلام

یکی از خصوصیات  تیکه اینه که آن قدر چرته زود از یاد می ره لذا خیلی به خودم فشار اوردم  تیکه هایی  به یاد بیارم : (مضمون تیکه ها بیان شده )

 

1)ا سر کلاس شیمی :

جناب کوپ : قویترین اسید فلانه .

منبری : آقا قوی ترین اسید در خاورمیانه چیه  ؟

2)با فاصله ی کمی سر  همان کلاس  بنده درمکالمه ای با دو ستان موسوی و امینی :  قوی ترین اسید در خاورنیمساز !!

3)در شعری از فردوسی : (دقیق یادم نیست )

چه خوش گفت آن سپه دار ِ نیکوسخن     که با بددلی شهریاری مکن

بنده به کنایه از کتاب تست شهریاری :که با بددلی شهریاری نزن !!

 

دوستان در نظرات یا مطلب جدید کمک کنید تا مجموعه ای گردآوری شود .

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 23:12 توسط صدرا جزايري |

سلام

اقا می خواستم به یه چیزی توجه کنین:

مطالبی که ما اون اولا داشتیم:
۱.خوشامد
۲.گزارش از شورا
۳.داریم میریم مشهد
۴.چند تا از عکسهای خنده دار هادی و قائمی که هیچوقت دیده نشدند
۵.یه داستان که می گفت: هیچکس بیشتر از خودت جلوی پیشرفت تورو نمی گیره
۶.عکس منتاژ شده رنجبر

مطالبی که این آخرا داشتیم:
۱.کی چت کنیم
۲.مجمع جهادی فارغ التحصیلان
۳.افطار تو کلکچال
۴.برنامه جلسه هفتگی
۵.چند تا خبر
۶.خداحافظی از بچه ها

بنظرم اخیرا وبلاگ تبدیل شده به جایی برای اعلام برنامه ها من که قبلا وبلاگمون رو بیشتر دوست داشتم شما رو نمی دونم

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 14:36 توسط امیر ذکایی |

سلام

ممد حسین پیشنهاد داده بود که یه ساعتی رو مشخص کنیم واسه چتیدن. اکبر گفته بود الان وقتش نیست. من با کبیر موافقم. یعنی بهتره این وسیله رو نگه داریم واسه انشالله یکی دو ماه بعد که یه کم از هم دور شدیم و دلامون تنگ شد برا هم... اما فکر می کنم اگه یه قراری بذاریم تا اقبال بچه ها و کارآمدی چت روم رو بسنجیم بد نباشه.

زمان قرار چت به نظر من:

روزهای فرد- ساعت ۲۲ تا ۲۳

تا بعد...

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 8:18 توسط مجتبی خاکسار |

سلام

با آرزوی قبولی طاعات و عبادات تمام دوستان سیزدهی

به اطلاع میرسانم مجمع جهادی فارغ التحصیلان همه دوستان را به مراسم افطاری  در روز جمعه ۲۲ شهریور ماه که از ساعت ۶ آغاز می شود دعوت می نماید

در این مراسم رای گیری سومین دوره مجمع نیز برگزار میشود .

آقایونی که تمایل به حضور در این مراسم دارند  تا ۲ شنبه به اینجانب اطلاع دهند  

به امید شرکت حداکثری دوستان

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 22:32 توسط جواد رحیم منفرد |

سلام به سیزده .عرض شود که برنامه ی افطار مون توی کلکچال تنظیم شده.قرارشد ما همراه جمع فارغلای دوره های دیگه (بیشتر ۱۱و۱۲) روز یکشنبه ۲۴ ام شهریور تو این برنامه شرکت کنیم.دوره ی ما از مدرسه مینی بوس میگیره و ساعت ۵ از مدرسه حرکت می کنیم(اگر کسی نخواست با مینی بوس بیاد باید ساعت ۵:۳۰ جلوی در اصلی پارک جمشیدیه باشه).هزینه ی افطار و مینی بوس به عهده ی خودمونه که میشه ۲۵۰۰ تومن. آمار گیری و جمع آوری مبالغ به عهده ی بندس که توی جلسه هفتگی این هفته(چهارشنبه) می خوام این کار رو انجام بدم پس لطفن هرکس که تمایل داره تو برنامه شرکت کنه هزینش رو تو جلسه به من بده و اونایی هم که نتونستن بیان جلسه یه جوری تا همون روز به من برسوننش  چون از من تا ۲۰ ام آمار میخوان.خواهش دارم ازتون که همکاری لازم رو انجام بدین تا... ضمنن این برنامه فرصت خوبیه برای آشناییمون با فارغلای دیگه و محیط جدیدمون.پس از دستش ندین.                           

                                                                       ۴شنبه می بینمتون تو جلسه...

                                                                              یا علی٬ التماس دعا        

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 1:21 توسط |

 سلام

اول از همه چی ( یعنی قبل از هر چیزی) اعلام نتایج رو به همه ی دوستان و معلمین و تمامی عزیزان ذی ربط تبریک میگم

اما حرف اصلی:

قراره توی ماه مبارک رمضان جلسه هفتگی و برنامه ی افطار داشته باشیم و قرار شده که جلسه هفتگیه اول هم منزل آقا جواد منفرد باشه

زمان : چهارشنبه ۲۰  شهریور۱۳۸۷ مصادف با ۹ رمضان ۱۴۲۹ ...

سخنران : جناب آقای ناطقی

موضوع : مسائل پیش رو در ورود به دانشگاه ( دانشگاه چه جوریه؟ )

آدرس : دولت - وارسته - کوچه دهقان - پلاک۱

شروع مراسم ساعت ۱۸:۳۰

برنامه ی جلسه های دیگه هم به زودی اطلاع رسانی میشه

لطفا پول های جشن رو هم بییارین داره دیر می شه کم کم !

امیدوارم همه بیان تا کنار هم خوش بگذرونیم. مییاین دیگه ؟؟؟ 

به امید دیدار

یا علی

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 12:43 توسط علي اكبر تاجريان |