
من اومدم.
خوبین ؟خب همونطور که گفته بودم می خوام از دانشگاه صنعتی براتون تعریف کنم
تا حال و هوای شهرستان و دانشگاه خوب دستتون بیاد.
فعلا فک کنم خیلی وقت ندارم
اما چند نکته:
۱.ببینین اگر شما بخواین کل مساحت فضای سبز دانشگاه های تهران رو با هم جمع کنین
...نه اصلا فضای کل دانشگاههای تهرانو با هم جمع کنین ها کلا اندازه مساحت جنگل صنعتی نمیشه.
بسوزین.
۲.کلا الان گیج شدم که چی بگم .آها مدیر دانشگا اومد یه چیزی گفت که به نظرم خیلی غیراقعی و بیشتر برای دلگرمی گفت ولی می گم شاید براتون جالب باشه:
توی مجله نیوزویک چند هفته پیش یه مطلب با این تیتر چاپ شده:هاروارد را فراموش کنید! بعدش توش نوشته که دانشگاههای شریف تهران و صنعتی از دانشگاههای برتر دنیا از نظر علمی اند.!؟
۳.آقا اینجا کلی نقدی داره !البته خیلی تابلواِ که نقدی نیستن ولی قیافشون نقدیه.ولی یه کی رو داریم همه بهش می گن سید.اون دیگه خود نقدیه بابای دانشگاس!
۴.دانشگاه صنعتی.آقا اینجا به ماها ک ورودی جدیدم میگن صفری.بنده خدا سال بالاییها انگار بهترین تفریح دنیاس که به ما بگن صفری.یه جورایی دلم واسشون سوخت انگار وقتی اونام صفری بودن خیلی بهشون فشار اومد. ولی یه روش بکار می برم که اصلا تابلو نمیشه که جدید الورودم .تازه جدیدیهای دیگه میان ازم آدرسم می پرسن و منم با کمال دلسوزیو به شکلی پدرانه بهشون جواب میدم(فقط به پسرا)
۵.یه سوال دانشگاه شمام اینجوریه ؟دختر و پسرا اینجا قر و قاطی می شینن.البته نه خیلی داغون ها ولی حساب کتاب نداره.تعجب کردم .حیای ملت کجا رفته؟
۶.یه چیز خیلی جالب تو این دانشگاه تو رشته.شیمی محض.بگین چی شده؟یه پسر قبول شده و سی تا دختر...حالا فرض کنین چه جوکی بشه تو اون کلاس!من که فک کنم تون پسره بعد از یکی دو ماه روسری سرش کنه.
۷.خوابگاه از یه نظر خیلی باحاله.از همه جا و همه لهجه توشن.خیلی خندس بچه ها باور کنین.
۸.من نمیدونم این آهنگا و شرو ورای لس آنجلسی چه طور امکان داره برسه دسته یه نفر ه از روستا اومده.یاد اون حرف حضرت علی(ع) افتادم که می گفت در باطل خود هماهنگن و.... نگا که می کنم واقعا همینه.بعضیاخیلی بیشتر از اینکه ادعیه اسلامی رو بلد باشن آهنگای خارجی رو بلدن.حالا دعاها به کنار مثلا پسره نمیتونه فارسی حرف بزنه ولی آهنگای رپ رو گوله می خونه(این تو تهران اصلا عجیب نیست ولی تو یه جایی مثه روستا..؟)این نشون میده که بعضیا خیلی خوب کار می کنن و بعضی دیگه اصلا تو فکر نشر افکار اسلامی نیستن.
۹.آقا اتاق روبروییامون از صبح تا شب پاسور می زنن.تازه دعوتم می کنن بریم یه دست بزنیم.خدا هممون رو حفظ کنه.الهی آمین...
۱۰.نمیدونم تا حالا تو دانشگاه غذا خوردین یا نه ولی توصیه می کنم زیاد نخورین شاید اولش مزه و بوش خوب به نظر بیاد ولی معدش یه صداهایی از معدتون میشنوین که چار شاخ می مونین.
۱۱.آها یه چیزی:من احتمال داره نتونم برای جشن بیام.هر کی می تونه که کاری کنه من ترغیب بشم بیام .بسم الله...
۱۲.اصفهان شهر خوبیه آدماشم خوبن جدی می گم یه بار بیاین.
۱۳.هنوز هم التماس دعا.
همین.
جلسه هفتگی ۱۳ ها
زمان: شنبه ۶/۷/۸۷ از اذان مغرب و عشا
منزل محمد حسین فصیحی به صرف افطار و شام
آدرس : چهارراه پاسداران-میدان حسین آباد-خیابان وفامنش-بن بست مظفریان-برج صدف-طبقه ۱۰-واحد سی۲
آدرس شهودی: بیاین سر چهارراه خیابون روبروی دولت-ماشین های میدون هروی که رد می شند رو سوار شین - تو وفامنش سر کوچه لیلا پیاده شین-کوچه روبرویی مظفریانه
ساعتای ۶:۱۵ تقریبا اذان می گن... به موقع بیاین
راستی ! کارت دعوت جشن هم ان شاالله تو جلسه پخش میشه ....
یاعلی
امشب همان شب است. هم را دعا کنیم...
با عرض سلام و تسلیت به مناسبت شهادت مولی الموحدین امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه الصلوة و السلام و آروزی قبولی عبادات همگی.
همان طور که مستحضرید با پیشنهاد دوستان وبلاگ سیاسی(+متفرقه) دوره با نام شماره سیزده چند روزیست که راه اندازی شده.
جرقه ی شروع این کار هم با ثبت چند مطلب سیاسی توسط سید رضی در وبلاگ دوره زده شد. نظرات زیادی رد و بدل شد. جمع بندی این بود که نیاز به فضایی که در آن با زمینه ی دوستانه به مباحثه و تبادل اطلاعات سیاسی پرداخته شود در میان رفقا احساس مس شود. با امکانات فعلی بهترین راه حلی که بنده پیش رو داشتم٬ ایجاد یک وبلاگ اختصاصی برای این منظور بود.
خود آقا رضی مواردی را به عنوان ضروریات وبلاگ برای بنده ارسال کردند. که به شرح زیر بود (هیچ تغییری در متن نامه ی ارسالی داده نشده) :