تبليغاتX
" href="rss.aspx" />

وبلاگ رسمی دوره سیزده دبیرستان مفید دو
سلام به همه

اول از همه از مجتبا تشكر مي كنم چون با طرز بيان زيباش باعث ايجاد يه فرهنگي خواهد شد كه آدم ها غرور و موضع تهاجمي شون رو كم تر كنن

بعدش هم ازش عذر مي خوام چون احساس كردم الان كه نزديك ايام تاسوعا و عاشوراي حسيني هستيم بهتره يه ذره بحث رو بيشتر به سمت اين موضوع ببريم و موضوعات ديگه رو در درجه ي بعدي قرار بديم (البته به نظر من)

گفتم از فرصت استفاده كنم و يه فراخوان بدم و از دوستان تقاضا كنم تا هر كسي مجلسي رو مناسب شركت در ايام محرم مي دونه با توضيحاتي جامع و مانع ما رو هم از وجودش با خبر كنه (توي صحن وبلاگ) بنده خودم به عنوان اولين نفر اين كار رو انجام ميدم . اگه دوستان هم مجالس مناسبي رو ميشناسند ما رو هم مطلع كنند

آدرس و شرح برنامه:

خيابان شهيد مدني (نظام آباد) نرسيده به ميدان امام حسين (ع) روبروي بيمارستان امام حسين (ع) مسجد جامع صفا

اين مجلس از يكشنبه شب 10/8 هر شب بعد نماز مغرب و عشا به همراه شامي مختصر (مثلا سوپ) برگزار مي گردد

با تشكر از همه و

در پناه دوست

+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 15:28 توسط محمدرسول منصوبی |

سلام.

۰- این مطلب طولانیه. ولی تجربه نشون میده که مطالعه اش با طمانینه بیش از ۱۰ دقیقه به درازا نمی انجامه. پس روی این حقیر رو زمین نندازین و خواهشا ده دقیقه از وقتتون رو در اختیار من بی چیز قرار بدید. این ها جمع شد و دیگه نشد که نوشته نشه. منم پر حرف...
پیشاپیش متشکرم.

۱- در مورد نظر سنجی برای حذف مطلب صدرا! در مورد اون داستان من از خود صدرا هم که ازش استفاده ابزاری کردیم معذرت خواستم. راستیت قضیه این بود که رفقا! بنده حدود چار پنج بار در قالب های مختلف از همه متضرعانه خواهش کردم که تو رو به خدا بیاید و در مورد اینکه چیا تو وبلاگ بنویسیم نظر بدید و بحث کنیم تا به نتیجه برسیم.
دلیلش هم این بود که اون اول این وبلاگ موقتا ایجاد شد. و بعدا به خاطر استقبال نسبی باقی بچه ها باقی موند و خدا رو شکر تا الان به درد هایی خورده. چون قرار بود موقتی باشه٬ کسی به قانون و ... براش فکر نکرد. برا همین اون اوایل گفیم تا موقع در مورد دوره بنویسیم تا به بن بست و از هر دری سخنی.. نرسیم.
خودم هم فحش هاش رو به جون خریدم و مطلب های بی ربط و پاک کردم تا به یه ثبات نسبی برسیم.
ولی از اون موقع هر وقت سعی در جلب نظرات جمع کردم تا به نتیجه ای در مورد محتوای وبلاگ برسیم٬ متاسفانه کسی همراهی نکرد.
تا وقتی که بنده منتظر شدم یکی یه مطلب بی ربطی بگه ٬ منم بزنم تو برجکش و از همه نظر خواهی کنیم که این مطلب حذف بشه یا نه!
به لطف خدا در اون مورد 38 تا نظر مطرح شد و به یه بحث دوستانه(!) در این زمینه انجامید که قابل بررسی و نتیجه گیری بود.
من هم الان می خواستم تمرکز کنم رو اون بحث که چون داستان به این جاهای حساس کشیده شد دیگه نشد!
در هر حال من بازم جلوی جمع از صدرا به خاطر اون اتفاق معذرت می خوام و از دوستان هم می خوام حاشیه های اضافه به اون مطلب نزنند. چون اون بحث ظاهرا مختومه است!

۲- قبلا باید از حضور سینا و وقتی که داره می ذاره تشکر کنم. چون واقعا شورا و کلا دوره به یه منتقد قرص و محکم و نترس نیاز داشت. چون همه چیز رو نمیشه با گل و بلبل حل کرد. گاهی اوقات داد و بیداد عاقلانه و دلسوزانه هم لازمه.
فقط من در مطالب سینا به یه نکته ای بر خورد کردم که بیان می کرد بنده ی حقیر یه جایی یکی که نظر مخالف داده رو مسخره کردم.
باید بگم بنده اصلا قصد همچین کاری رو نداشتم. اگر هم شوخی ای کردم که همچین مضمونی داشته و به کسی برخورده اشتباه کردم .همین جا جلوی جمع عذر خواهی می کنم. اشتباه خودم رو هم می پذیرم و سعی می کنم تکرار نکنم. شرمنده...

۳- در مورد کوتاه یادداشت معین که با موجی از انتقادات مواجه شد!
در این مورد باید بگم که اولا من کاملا دوستانه برخورد کردم. و از اونجایی که امام خمینی می فرمایند : تخطئه از مواهب الهیست! بنده هم سعی کردم با تخطئه وارد بشم تا هم معین و هم بقیه به چالش کشیده بشن و این بحث راه بیفته. چون به هر حال از موارد اختلافی جامعه امروز ماست و بحثش خالی از لطف نیست. و از اونجایی که پیش زمینه ی رفاقت ما بسیار پر رنگ تر از اختلاف سلقه هامونه ٬ به هیچ کس هم این وسط بر نمی خوره... انشاءلله!
فکر می کنم بد نباشه تو جلسات هفتگی این موضوع بین کسانی که علاقه به این بحث دارند٬ مطرح بشه. می تونه هم باعث بشه که بیشتر مطالعه کنیم و هم بهتر و رو در ور (بدون سوء تفاهم!) با هم بحث کنیم.
به هر روی من هنوزم دوست دارم شبهاتم در این زمینه رفع بشه. چون در مسئله ی ولایت فقیه خودم دو سه تا شبهه سنگین دارم که اگه مطرح کنم مو بر تن همه از جمله خودم سیخ میشه و به خودم هم بر می خوره. و البته می دونم که جواب داره ولی جواب دادنش کار ما ها نیست و مطالعه ی خیلی زیادی رو می طلبه.
پس لطفا بذارید این بحث رو مختومه اعلام نکنیم تا اگر خدا خواست سر وقتش به نحو اکمل و اتم بهش بپردازیم تا شبهه های همه من جمله خودم رفع بشه.

۴- از دوستان شورا خواهش مندم که اگر هنوز جلسه ای تشکیل میدن (که می دونم پنج شنبه ها تشکیل میدن...) یه صورت جلسه ای ٬ چیزی٬ از اون رو به ما حقراء هم ارائه بدن تا بدونیم چه خبره. چه بسا یه عاقلی پیدا شد و یه نظر به درد بخوری داد. همه ی مشکل دوره ما هم جلسه هفتگی نیست. هر چند اون به جای خودش خیلی مهمه ولی شاید بشه رو اتفاقات دیگه ای هم فکر کرد. مثلا ذهنتون رو سوق میدم به سمت مطلبی که اخیرا امیر ذکایی در مورد یلدا نوشت... اون نظر می تونه به یه اتفاق خوب منجر بشه.
اگر هم بر خلاف دیده های ما جلسه ای تشکیل نمیشه بگید که یه فکری بکنیم خودمون. شاید سیستم شورا و پارلمان دیگه به درد دوره ما نخوره. یه بنده خدایی سیستم هیئت امنا رو پیشنهاد می داد. سر جاش قابل بحثه.

۶- در مورد عقلای دوره ٬ نظر خودم اینه که این لغت جدیدا داره به عنوان یه تیکه به بعضی افراد معلوم الحال مطرح میشه. معلوم الحال یعنی کسایی که با نظر مستقیم اکثر بچه ٬ معمولا وارد شورا می شند. یه جورایی مثل کلمه ی "مسئولین" در جامعه ی خودمون! فکر می کنم همه ی اونایی که دغدغه ی دوره رو دارن و به دوره و دوستاشون فکر می کنن عضوی از این قشر (به اصطلاح بعضی ها ضاله!!!) به حساب میان. آدم هایی که از عقلشون برای دوره مایه می ذارن.
چه اون هایی که تو چشمن و چه اون هایی که پشت پرده اند. جدید ترین پدیده از این عقلا هم که همه در جریان فعالیت هاش هستین٬ جناب آقای سینا خزعلیه! چاکرم سینا..

۵- در آخر هم از همه دوستان به خاطر مطالعه ی این مطلب تشکر می کنم و پیشنهاد می کنم از صحن علنی وبلاگ برای طرح نظراتتون استفاده کنید تا آرشیو بشه و راحت تر قابل دسترس باشه.
روی صحبتم با سینا و طه و محسن و وینستون(؟) و ... بود. اگر اینجا بنویسید٬ هم فکر شده تر و هم قابل رجوع تر و هم سهل الوصول تر خواهد بود.

::با سپاس فراوان ::

+ نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 19:58 توسط مجتبی خاکسار |

سلام خدمت همه ی دوستان.
چندی پیش یاسر ایمیل زد و این فایل رو برام فرستاد. حتما تو روحتون تاثیر میذاره...
یادش به خیر!

hesam.mp3 

با تشکر از یاسر و حسام و آقای شمس خو(!).
(فایل روی گروپ هم آپلود شده...)

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 13:33 توسط مجتبی خاکسار |

حه

ممبری خندید

ناگهان روی نروم

روی نروم.توی مترو.ایستادم

"ایستگاه بعدی طرشت"

من هنوز ایستادم.روی پاهایم

علم و صنعت واپسین ایستگاه

خانه احسان هم آنجاست.آنجا را نگاه

حه

ممبری خندید

در میان کیف پولم یک شته جنبید

فجعتاْ

سال بالایی آمد

سال بالایی با کیف پول آمد

و من اینک بهتر از هر روزم!

"الغدیر.دلاوران.دانشگاه"

هی آقا

تاکسی را دار نگاه

نه به دانشکده دل خواهم بست

نه به آن جانورانی که سر از آن

برون می آرند

ودر آن خلوت تنهایی دانشجویان

می گذارند برون فکّل و گیسوهاشان

جزوه از درس تهی

و دل از آرزوی پرکاری

"شماره ۱۳ .ریحانی"

دلم از پنجره ی هفتم آن سازه بلند

ناگهان غلتی چند

باز باید که کشم منّت این پاها را

زود باید بروم

جنب آن تخته سفید

مسئله طولانیست

جای من اینجا نیست

"حل نکردی آنرا؟!"

حه

مرد خندان.آتشین پیغام

از صدایش ضجه می بارد

باز هم می خندد

 

 

 

حال

من بیرونم

مسئله آمارست

همه حلش کردند!!

راحت و خیلی زود

ومن آن بیرونم

 

عَه

ممبری.بغضی چند!

 

پشت تریا پارکیست

که در آن صندلی ها رو به couple ها باز اند

در ها

جای نگهبانانیست

که به آوردن کارت می نگرند

سایت ها

جای جوون تر هاییست

که به اندازه قد بشری رو دارند

دست هر

بچه کنکور داده

خط کش T شکلی است

خط کش T شکلی است

 

                                                            با احترام به روح سهراب سپهری و مهدی اخوان

                                             و با تشکر از صدرا ممبری و امید رسولی که من را با اخوان آشنا کرد...

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 17:19 توسط محمد حسین ریحانی |

BLACK FRIDAY

Salam be hamegi!  Omidvaram hale hamatun khosh bashe. Agha tazegiha fahmidam mardom inja cheghadr shahrestani hastan. Ye jomee to sal tu America hast ke hamaye forushgaha badjuri haraj mizanan. Masalan Laptop 1000$ ro midan 300$ va ... baraye hamun mardom az shab miran tu khiyabun montazeran ta mghazeha baz shan ke beran kharid konan. Kholase kheyli bahale. inja ham migan moft bashe kuft bashe :)) !! Kholase tu yeki az ien maghazehaye maruf.. Wallmart..hamin ke daro baz kardan mardom rikhtan tu yeki az karkonan maghaze zir pa leh shod va jan dad va mord va jalebish iene ke hichki naraft komakesh kone hame raftan ke nakone un vasilie ke mikhan tamum beshe LOL!!! Are kholase ieno ke shenidam yade mofid oftadam goftam be shoma ham begam. Albate rabti be 2re nadare vali sag khord foghesh pak  mishe dige. Agha inja ham man ba sabtename daneshgaham dastani dashtam vali hal nadaram begam vali ieno begam ke belakhare ghabulam kardan dige!! Bahse siyasi ham hal nadaram bokonam chon be andaze kafi tu zendegim siyasat didam va halam azash beham mikhore!!! 

Eltemase 2a 

+ نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت 15:54 توسط علی آل حبیب |

لطفا سکوت

نظر دوستان دوره ای را در مورد سکوت موقتی مجتبی . نقدی . winston light خواستارم

بابا دیوونم کردین..........

البته بد نیست ممد حسین هم .....................

ناراحت که نشدین

راستی من بیگم....................به دلیل برخی مسایل منو غیر فعال کردنشاید هم غیر فعال شدم

این شعرم سینا گفته:

همی محسن بیگ تو را کرده پند          که ای تازی حمال نگو انقد چرند

می زنی حرف زر و دادی تو لم            سوار BRT و پم پم تو دهن

چنانت بکوبمت با گرز گران                  که شاید آدم شوی ای فلان

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 11:30 توسط سینا خزعلی |