تبليغاتX
" href="rss.aspx" />

وبلاگ رسمی دوره سیزده دبیرستان مفید دو

Salam

Agha 3shanbe ma raftim daneshgah inja emtehan vorudi bedim. Kheyli stress dashtam :))!! shikhi mikonam. Agha raftim unja neshastim 2ta khahar umadan kenaram neshastam!! negeran nabashid felan bar khodam mossalatam. Agha emtehan riazi ke shorou shod man az khande mordam. enghadr soalash maskhare bud ke aslan bavar nemikonind. Be ghole aghaye mohammadpur jagozariye sade bud. Are kholase kheyli golabi bud. Moharram ham inja bad nabud vali aslan mesle tehran hal nemide. Tanha khubi ke inja nesbat be tehran dare iene ke har shab gheyme nemidan hahaha!! Har sal ye maddah az tehran miyaran, shayad bavaretun nashe vali parsal taheri maruf inja dasht maddahi mikard :0!!are ientoriye dige...!! rasti Sina age soali dari ke tu weblog nemishe porsid dari ye emaile riz be man bezan javabeto midam.

Eltemase 2a 

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 21:38 توسط علی آل حبیب |

یا امام زمان!

چه خبره اینجا!!؟

به قول رضی وبلاگ رو لجن(!؟) گرفت!!!

دیشب زود خوابم برد! یه دفعه صدای اس ام اس اومد! پریدم از خواب دیدم رضی جان خیلی محترمانه یک سری فحش رو ام پی تری کرده ٬ پاشیده تو گوشی ما.
خوندمش فهمیدم اوه او اوه! باز کژ فهمی متفق شده...

به قول آقای جواهری:
دو نفر داشتن با هم می رفتن٬ یهو یکی پرید وسطشون گفت: ببخشید! ما سه نفر کجا می ریم؟

داستان اکبر جان و شاید صدرای عزیزم هم همین جوری شده مع الاسف!

اکبر جان اگه تو سالی سه بار می ری کل عتبات عالیات رو می گردی بنده و خیلی های دیگه فکر کربلا رفتن رو هم نمی کنیم! اونم تو اون انفجار های عجیب و غریب!
اگه شما مشرف شدی مدینه و بقیع و ام القری مکه بنده و خیلی های دیگه با هر زوری که زدیم توفیق نداشتیم به هر حال.
من و هر کسی غیر از من غلط بکنه در مورد اعتقاد شخصی(هر کی می خواد باشه!) نظر بده!
چه رسد به همچین تهمت و ها و افترائاتی!
اونم در مورد تو و صدرا و... که خوب میشناسیمتون.

زبونم لال.
خاک به دهنم اگه همچین چرتایی گفته باشم.
حرف کمی که نیست!

دقیقا نفهمیدم که چی شد و چرا اون بخش معاویه و... رو به خودتون گرفتین ولی به هر روی منظور بنده چیز دیگه ای بود.
یه چیزی تو مایه های همونی که منصوبی گفت.
خودتون می برید و می دوزید و تهش فحشش میشه مال ما!
به نظرم خیلی آروم تر از این می شد بحث ادامه پیدا کنه...

در جنگ صفین٬ معاویه بن ابو سفیان که برای مسلمان و غیر مسلمان فردی معلوم الحال به حساب می آمد به بهانه ی خون خواهی پسر عموش(عثمان) و به هدف مخفی غصب خلافت٬ در جبهه ی مقابل امیرالمومنین قرار گرفت.
وقتی دید هوا کمی داره پس می شه به پیشنهاد مشاور با هوش خودش  عمرو عاص ملعون قرآن ها رو بر سر نیزه زد و جلوی سپاهش به نمایش گذاشت.
ساده لوحان سپاه امیرالمومنین گفتند: معاذالله! ما!!؟ جلوی قرآن!! خدا ما رو ببخشد! ما که نمی خواستیم جلوی قرآن قرار بگیریم!؟ می خواستیم؟
با همین استدلال از رویارویی با لشکر سراسر نفاق معاویه ی ملعون سر باز زدن.
همه ی این ها در حالی بود که معاویه در نامه ای به امیرالمونین شهادت بر به حق بودن ایشان داده بود و ایشان را احق از همه برای خلافت می دانست ولی هوای نفسش به او اجازه می داد تا برای کسب قدرت خونخواهی عثمان را علم کند و به نام قرآن به جنگ قرآن برود!

از این روحانیون معزز زیاد شنیدیم که:
در مثال مناقشه نیست!

در مثال ما هم مناقشه نبود.
حالا چرا بعضی() به زور خواستند نقش آفرینی کنند ٬ جدا نمی دانم!!

اگر سری به تاریخ چهار سال قبل دانشگاه شریف و داستان تدفین شهدای آنجا بزنید به خوبی و شهود تمام خواهید دید که همان کسانی که چند سال پیشش خود را رسما در نشریات خود لیبرال و سوسیال و دموکرات و... معرفی می کردند ــ و آن نشریات به لطف خدا هنوز باقیست( حقیر یکی دو تاش رو دارم...) ــ  همین ها با رود به انجمن خط امام یا انجمن اسلامی پایه ی تحریف این تشکل بی بدیل و انقلابی رو ریختند .
در همون سال هشتاد و چهار در همان نشریات خود عناوینی مثل : "شهادت را دفن نکنید" و  "نمی گذاریم شهادت زیر خاک برود" و " دفن شهادت" و... را درج کردند و ذیل آن هر گونه شبهه و تهمتی خواستند به هرکسی که خواستند زدند. (تاکید می کنم! نشریاتش در دست رسه!)

در این میان افراد دلسوزی هم بودند که همین حرف ها را با اهدافی خدایی می زدند ولی چون جریان آن گروه منافق ٬ تند تر بود این ها را هم با خود برد...

همان سران و کله گنده های لیبرال در حالی که چهار سال پیش جواب خود را بار ها و بار ها گرفته بودند دوباره همان شبهات تکراری را امسال نیز در دانشگاه تهران تکرار کردند!

من اسم این را می گذارم نفاق!
یا معاویه صفتی...

اینکه یک نفر مبانی لبرالی زندگی خود را فرد گرایی و آزادی و عقل انسانی بگذارد و از دین تا می تواند در زندگی اش بگریزد٬ اما وقتی منافعش به میان می آید دم از شهدا بزند و با اشک(!) و پلاکارد برایشان دلسوزی کند!
اینکه هر جا که می تواند از اسلام و جمهوری اسلامی بد بگوید و بر آن بتازد ٬ ولی پای منافعش که به میان آمد بشود وارث خون شهیدان انقلاب اسلامی!
اینکه همیشه ی خدا٬ در تابستان و زمستان لخت و عور از خانه بیرون بیاید و در هر محفلی فریاد " آزادی پوشش" سر بدهد اما بر سر منافع خودش شهدایی را که با شعار "وا اسلاما" و " یا حسین شهید" و "لبیک یا خمینی " و " ما با ولایت زنده ایم" و ... رفته و اند و در راه خدا و دینشان و  آزادی مملکت اسلامیشان به مقام شهادت رسیده اند ٬ بر سر نیزه ی نفاق بزنند و با همان ظاهر معلوم(!) بی حیایی کنند و بگویند که شهدا مال مایند و ما نمی گذاریم آرمانشان دفن شد!

من هرگز جسارتی به ساحت رفقای عزیز و قدیمی ام نکردم و نمی کنم. و هیچ وقت جرئت همچین کاری را هم به خودم نمی دهم. اکبر جان! رضی جان! صدرا جان! مشکل من و تو (اگر بدانیم) با کسانی است که خدایی را که ما قبول داریم ٬ قبول ندارند. دین اسلام را دین متحجر و اعرابی می دانند. تشیع را وحشی گری می خوانند!
{من بارها با اونا بحث کردم! منطقشان کهنه شدن اسلام است و کامل شدن عقل انسان!
می گویند عقل انسان آنقدر کامل شده که احتیاجی به احکام سطحی اسلام نداشته باشد!}

اما پای منافعشان و قدرت حضورشان و برد و نفوذشان در تجمعان روشن و فرهیخته ی دانشگاه که به میان می آید مثل آفتاب پرست حاضرند هر رنگی به خود بگیرند تا عده ای را همراه خود بیابند.
به خداوندی خدا قسم می خورم! صحبت های بعضی از این ها را که شنیدم فهمیدم اینها از ریشه شهدا را آدم حساب نمی کنند!
دقیقا همان حرفی که می زنند! دانشگاه قبرستان نیست!
عمیقا معتقدند که شهدا مرده اند و آنقدر روحیات ماتریالیستیشان تقویت شده که نمی توانند تصور کنند که روح شهدا زنده است و بر ما و عوالم دیگر ناظر و مسلط!

من طرف صحبتم عزیزانی از انجمن که می بینیم و می شناسیم نیست! افرادی است که انگل وار خود را به انجمن اسلامی چسبانده اند و این عبارت بالا اعتراف روشن را از دبیر سیاسی انجمن فنی شنیدم! با گوش های خودم!

باز شبهه ی مصادره ی شهدا هم پیش نیاد ها!!!
من نمی گم شهدا مال کسانی که ظواهر متفاوتی دارند نیست!
من می گم اگر قرار باشد کسی از آرمان ولای الهی شهدا دفاع و حمایت کند٬ آن افراد مسلمانان و شیعیان و ولایت شناسان و خدا پرستان دانشجو هستند.
نه معاندان با اصل نظام اسلامی و دین و تشیع و ولایت اهل بیت علیهم السلام!

باز هم از کسانی که به هر دلیلی اشتباها بهشان بی ادبی شده معذرت می خوام.
هم من و هم همه سعی می کنیم از این به بعد درست برداشت کنیم!!!

والحمد لله رب العالمین

 

+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 9:37 توسط مجتبی خاکسار |

يه چيزي رو يه جا ديدم به نظرم قشنگ اومد . حيفم اومد همه نبينند

البته بايد بگم شيخ بهايي يكي از افراد مورد علاقه ي منه (بالاخره هم رشته ايم ديگه)

"آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست.

اگر بسیار کار کند. می گویند احمق است!

اگر بخشش کند. میگویند افراط می کند!

اگر جمعگرا باشد میگویند بخیل است!

اگرساکت و خاموش باشد میگویند لال است!

اگر زبان آوری کند.میگویند وراج است...!

اگر روزه برآرد ونماز بخواند می گویند ریا کار است..!

و اگراین واجبات را انجام ندهد. می گویند.کافر است و بی دین...!

لذا نباید برحمد و ثنای مردم اعتنا کرد و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.
* شیخ بهایی *

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 19:25 توسط محمدرسول منصوبی |

پیام مقام معظم رهبری در خصوص خاکسپاری پنج شهید گمنام در دانشگاه تهران:

از اين اقدام هوشمندانه و متعهدانه سپاسگزاري و قدرداني مي كنم. اين٬ تكريم شهيدان عزيز ايران است كه جان خود را نثار هدف هايي والا كردند و رضاي خداوندي را بر آرزوهاي حقير مادي ترجيح دادند. سلام خداوند بر آنها باد.

سيد علي خامنه اي
16/10/1387
.........................................................................
خیلی ها نخواستند ببینندتان. خیلی ها حالشان از حضورتان به هم می خورد. خیلی ها در اقتدا به معاویه شما را بر سر نیزه زدند و گفتند: ما شهیدان را می ستاییم٬ اما اگر بیایند در دانشگاه به آنها بی احترامی می شود پس نیایند. و برای اثبات حرفشان بی احترامی را خودشان آغاز کردند. خیلی ها مرده خواندنتان و بی شرمانه و وقیحانه گفتند: دانشگاه قبرستان نیست! خیلی ها از آمدنتان می ترسیدند. می ترسیدند که اگر بیایید یاران خدا را٬ یاران علی را٬ فدائیان حسین را گرد خود جمع کنید. خیلی ها حتی از به میان آمدن نامتان می هراسیدند. هرجا برای استقبالتان گلابی می پاشیدند٬ نشریه ای چاپ می کردند و تحریم می کردند. استهزاء می کردند. این اواخر تهدید می کردند.
شاید هم خیلی ها مثل من از کثافت های روحشان شرم می کردند. شرم می کردند که چشمشان در چشم مطهر شمابیفتد.
می دانم. در اقتدا به مولایتان خوب غربت کشیدید و خوب مظلوم گشتید. ولی این را هم خوب می دانم که شما نه تنها مطهرید٬ که طهور و طاهر هم هستید. پاک می کنید. خالص. تمیز . مثل آب چشمه...
به مولایتان قسم که پاکمان کنید. خداوندتان با حسین محشور کناد.
اما خداوند را صد هزار مرتبه شکر که این بی حیایی ها چه از روی غفلت و چه از روی دشمنی و کینه٬ شما را از ما خاک نشینان پست آنقدر نرنجاند که رهایمان کنید٬ در این منجلاب بی کسی و تحیر. خدا را بی نهایت سپاس که بر چشمانمان قدم نهادید و خاک این جا را رنگ آسمان زدید.
خدا را هزاران هزار شکر و سپاس. الحمد لله کما هو اهله.
عزیزان: خوش آمدید!

برای شادی ارواح مطهر شهدای اسلام از آغاز تا امروز صلواتی هدیه کنیم...

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 22:2 توسط مجتبی خاکسار |

امروز آخرین کلاسمون هم تموم شد.

به یه نکته جالب رسیدم:

ما این ترم رو با شب قدر شروع کردیم و با محرم تمام......

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

بابی انت و امی یا اباعبدالله

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 23:52 توسط محمد دستغيب |