تبليغاتX
" href="rss.aspx" />

وبلاگ رسمی دوره سیزده دبیرستان مفید دو
شهدا آمدند .... اِ

نه  . ببخشيد . شهدا ! ما آمديم .

آهان حالا بهتر شد

برو بچ سيزدهي و دوره ي شهيد پرور مفيد 2 از فردا پنج شنبه اول اسفند ماه براي تجديد ديدار با شهداي مفيد به صرف دعاي كميل در دبيرستان گرد هم ميان

يعني هركي پا ست فردا عملگي شروع ميشه

ان شا الله من هم بيام . شما كه همه مياين . ما شايد لايق نباشيم .

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 22:4 توسط محمدرسول منصوبی |

با توجه به استقبال دوستان و درخواست مکرر از اینجانب .اقدام به فاش کردن عکسی دیگر از این جانور ۲پا کردم...........

<Photo0329.jpg         

                                         محسن بیگ

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 16:41 توسط محسن تبریزی |

____________$$$$$                               
___$$_________$$$                                    "ملت باهوش ايران
__$$$$_______$$$___$$$$$
_$$$$$$_____$$$___$$$$$$$                      در ۳۰ یا ۳۰ بخوانیم !!
$$$_$$$$___$$$__$$$$____$
$____$$$$_$$$$_$$$
_______$$-$$$$$-$$----$$$$$                     راستی
____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$
___$$$$$$ا$$$$$$$$$$_____$$$                          کاروان زندگان
__$$$__$$$$$$$$$$$$________$
_$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$                                                             در راهند!!
$$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$
$___$$$$___$$__$$$$___$$$
____$$$_____$$___$$$____$$                   دو هفته دیگر به خانه ی دومشان می رسند!!
____$$______$$$___$$$____$                   به هوش باشیم!
____$$_______$$____$$$
____$________$$$____$$
____ _________$$$____$
_____________$$$
_____________$$$
____________ $$$
____________$$$
___________$$$
_________$$$$$
________$$$$$                                           
______ $$$$$
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 10:52 توسط محمدعلي نقدي |

با عرض سلام به پیشگاه همه رفقا.

همین الان داشتم نظرات پست قبلی ممدحسین رو می خوندم یه چیزایی به ذهنم رسید.

۱. قبل از عید یه جلسه هفتگی بذاریم و چون تو عید همه نمی تونیم دور هم باشیم ٬ تو اون جلسه هفتگی یه وقتی که بچه هایی که تهران هم نیستن بتونن جمع بشیم دور هم و حتی می تونیم بریم پارکی٬ لواسونی٬ شمالی جایی یه روز با هم باشیم. همه هم به هم دیگه یه عیدی کوچولو بدیم. هممون هم باشیم. می دونی چقد خوب میشه... اگه بشه!

۲. برای سیزده به در هم می تونیم بزنیم تو « دامن » طبیعت! حالا برای اینکه ۱۳ رو با خانواده می خوایم باشیم می تونیم ۱۲ یا ۱۴ بریم.  بالاخره ناسلامتی ۱۳ایم دیگه...

۳. این رو تو نظرات هم نوشتم:

  به نظر من مهم ترین عوامل دیر به دیر تشکیل شدن جلسه هفتگی (به نظرم اسمش رو از این به بعد بذاریم مهمونی دوره ای! چون نه جلسه س و نه هفتگی). تصحیح می کنم. به نظر من مهم ترین عوامل تشکیل نشدن مهمونی های دوره ای یکی جا و مکانه و دیگری زمان!
تا وقتی جاش جور نشه نمیشه. برا همین به نظرم بد نیست خونه رو بی خیال بشیم. به جاش بریم تو پارک و کوه و... که هم آزاد تر (البته کنترل شده!!) باشیم برای سر و صدا کردن و مزاحم کسی نباشیم و هم منتظر نشیم تا یه نفرمون بتونه بندهزه خونشون.

 اگر هم زمانش مشخص باشه از قبل همه هماهنگ می کنن خودشونو که برای اون روز و اون ساعت برنامه نذارن. مثلا اولین چارشنبه ی هر ماه! (مثلا). یا ۲۵ ام هر ماه. نمی دونم. اونش رو میشه هماهنگ کرد. با این حساب ماهی یه دفعه می شه با هم باشیم و بدون اینکه کسی تو زحمت بیفته مهمونی دوره ای داشته باشیم. هر کس هم بخواد می تونه بستنی و میوه و چای و هر زهر مار دیگه ای تهیه کنه و بقیه رو مهمون کنه!

* نکته ی تیتر «دامن» هم تو همین دامن طبیعت بود...

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 9:11 توسط مجتبی خاکسار |

بقیه عکس های مشهد رو می تونید در ادامه مطلب نگاه کنید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 17:22 توسط محمدحسین فصیحی |

سلام

خدایا شکر

آقایون دانشگاه تهرانیا کجایید؟؟؟؟

اردوی سوزان تر از آتش ویژه بزرگداشت شهید چمران (راهیان نور) قرعه کشی آن در پردیس کشاورزی صورت گرفت می خواستم بدونم کدوماتون هستید؟؟

امیدوارم همتون باشید که با هم هم سفر باشیم

همه بچه ها موفق و سربلند باشید. ان شاالله

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 20:44 توسط محمداسماعیل مرشدی |

کوفه خشکسالی شده بود. 
خیلی وقت بود باران نباریده بود.
کوفیان آمدند پیش امام علی (ع).
ایشان فرمودند: « به فرزندم حسین بگوئید برایتان دعا کند. »
رفتند پیش امام حسین(ع).
حضرت دعا کردند و باران بارید.
خوشحال شدند و گفتند:

جبران میکنیم !!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 22:37 توسط محمد دستغيب |

بسمه تعالی

سلام!

احوالتون؟؟

سلامتین همه؟؟

خوش میگذره؟؟

و اما غرض از مزاحمت:

در عنفوان پیش دانشگاهی که بودیم یه آقایی اومد به من گفت که موسسه قرآن زده بیاین اونجا کلاس حفظ بذارین!کار کنین!حیف این عمرتون هدر بره!

من گفتم ای بابا خیر سرمون پیشیم!بذار درسمونو بخونیم!

تا این که کنکورو دادیم!

بعد مشهد فارغلی و مدتی بیکاری یاد پیشنهاد این بنده خدا افتادم!

به یه سری از بچه های محل خودمونو و بچه های مدرسه و این ور اون ور گفتیم بیاین!

همه هم استقبال کردنو و اومدن!

اولش با ۱۰-۱۵ نفر جلسه حفظو شروع کردیم!

خیلی فعال و با شوق و ذوق!

تا اینکه کم کم بهونه ها شروع شد:کار دارم.سرم شلوغه. نمیتونم. حافظم ضعیفه.

خلاصه اینکه همین ماه گذشته رو با ۳ نفر ادامه دادیم.

به ذهنم رسید حیفه.یه اعلام عمومی بکنیم هر کی خاست بیاد اما با تغییرات عمده:

طبق تجارب اندک این مدت به این نتیجه رسیدیم(با معلم جلسه آقای زمانی که خودشون حافظ کل هستن)

۱- جلسه از اول دوره ای نبوده و نخاهد بود. هر کی هر کیو خاست میتونه بیاره!(من خودم بچه های محلو اوردم)

۲- جلسه از محوریت حفظ خارج میشه و به موضوعات قرآنی ای که بچه ها علاقه نشون بدن تقسیم میشه: تفسیر-قرائت- حفظ موضوعی یا ترتیبی-مطالعه کتب مربوط به موضوعات قرآنی مثل کتب شهید مطهری-احکام-مسائل اعتقادی-...(خودم قبول دارم حفظ جذابیت نداره)

۳-توجه داشته باشید همه بچه ها با هم کار می کنن.یعنی تو یه جلسه همه موضوعات کار میشه.

۴- در مورد مکانش ۳ تا پیشنهاد دارم:همون خود موسسه ریحانه النبی که میدون قدسه(خوش مسیره)-مسجد امام حسن(ع) سر شهرک محلاتیه-تو خونه ها بگرده!

۵- در مورد زمان جلسه:تا الان جمعه ها ساعت ۱۰ شروع میشده تا حدود ۱۱:۳۰ .

تمام این موارد قابل تغییر است یعنی میخام با هم فکری هم یه سری قواعد بذاریم تا همه ازش راضی باشن.

یه نکته: اگه جلسه همون جمعه ها بمونه بعدش ۳تا کار میتونیم بکنیم:سالن فوتبال دوره. نماز جمعه. یه جلسه ختم صلوات هم حاج آقا خوشوقت تو شهرک داره که ناهارم میدن.

از تمام کسانی که مایلند تا فعالیت قرآنی داشته باشند تقاضا میشود:

برای هماهنگی و مشورت با یکدیگر برای انسجام این جلسه روز جمعه ساعت ۱۰ بیان جلسه.

آدرس این جلسه توجیهی:یه خرده بالاتر از مینی سیتی-مسجد امام حسن(ع)

لا اقل برای مزه کردنم که شده بیاین. شاید خوشتون بیاد.من خودم بعد یه ماه شل شدم اما خود قرآن  کمکم کرد. شما هم شروع کنید خدا کمک میکنه.کلی برکت داره.

فک می کنم فرصت خوبی باشه تا ارتباطمون با کتاب خدا بیشتر بشه.(چون محدودیت جلسه های دیگرو نداره آزادیمون بیشتره).واقعا حیفه.

میدونم تو ذهنتون الان کلی سوال و پیشنهاد و انتقاد و نظر هست. لطفا اینارو تو ذهنتون جمع بندی بکنین.بیاین جلسه توجیهی مطرح کنین با همفکری هم به نتیجه میرسیم.

یه بارم که شده بیاین. ضرر نمی کنین.(حتی اگه بعدا میخاین بیاین این جلسه هماهنگیو بیاین)

منتظرتونم.

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 15:34 توسط سيدمحمدامين حسيني |

سلام به همه بروبچ ۱۳اي

خوبيد ؟؟؟!!!

رفتيم مشهد و اومديم ... ۱۵ تایی ... جاي اونايي كه نيومدن خيلي خيلي خيلي خالي بود ... خوش گذشت

اينم عكساي اونايي كه اومدن ...

البته عكس مجتبي و اشكان رو يادم رفت كه بگيرم ... شرمنده

                          

یاعلی

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 22:16 توسط محمدحسین فصیحی |

ملت عجیب ما

 

در وبلاگ سیاسی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 14:10 توسط محمد دستغيب

 

به پسرم درس بدهید

او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویی، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود. به او بیاموزید، که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزیدکه از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.

اگر می توانید، به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گل های درون باغچه و به زنبورها که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کشان، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه برخلاف او حرف بزنند.

به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند.

ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد.

به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.

به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.

در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده  نسازید. بگذارید که او شجاع باشد، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.

توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است.

 

ببخشید که طولانی بود اما تامل برانگیز....

                       محسن بیگ

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 23:30 توسط محسن تبریزی |

چندی پیش از یکی از دوستان عزیز دانشگاه تهران شنیدم که گویا یکی از خواهران محترم و خوش... و ... لبنانی در رشته برق دانشگاه تهران مشغول به تحصیل هستند ! ...

چند شب پیش در حال گذر از جلوی شیرینی پزی بودم که ناگهان پدر برادر نقدی رو در حال شیرینی خریدن ( با عجله و خیلی خوش تیپ ) دیدم ! ...

وقتی به ممد علی پیامکی دادم تا از جریان مطلع شوم جوری پاسخ داد که انگار لپ هاش دارن سرخ می شن ! ...

                                                                                             حال قضاوت با شما ! ... 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 22:33 توسط میلاد شیرکوند |

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 0:46 توسط مجتبی خاکسار |