
بچه ها : ![]()
![]()
![]()
.مآآآآآآآآآآآآآآآآ نگفته بودید....نگفته بودید (همه یک صدا)
معلم : حالا چرا تکالیف رو انجام ندادید؟؟؟؟؟
فصیحی : آقا احیا بودیم!!!! معلم :الان که ۲۴ ربیع الثانیه؟؟!!!!؟!؟! بچه ها : همینی که هست!![]()
معلم از کلاس خارج می شود
بعد از گذشت ۳۰ دقیقه.........
حاج آقا کاظمی: آقای کوپ لطفا به کلاس خود مراجعه کنند.
بعد از امتحان....... معلم به جواب بچه ها نگاه می کند.
معلم : این چه مزخرفاتیه که توی برگه هاتون نوشتین؟؟؟؟؟؟
بچه ها : آقا همون چیزاییه که خودتون گفته بودین![]()
زنگه بعد
معلم وارد کلاس می شود
بچه ها : آقا یه خاطره بگید!!
معلم: یک روز بر خانه نشسته بودیم داشتیم تخمه مشگستیم که تلفن زد گفتیم کیسته؟ نگو فیثاغورث هسته. گفت آقا این a2+b2=c2 يا b2+c2=a2؟؟؟ منم جوابش دادم منبري: آقا بدش چي شد؟؟......معلم : همين ديگه يه ذره حال و احوال كردم.......منبري : آقا بدش چي شد؟؟.....
معلم :
.........تا الان كه در خدمت شما هستيم.
معلم : خوب تحليل تست رو از سوال اول شروع مي كنيم كه خيلي آسونه همه درست زدن؟؟
(همه غير از حسين زاده) دكتر : تو هيچي نمي شي!!!!.......
احدلي : آقا اين فرموله كه اينجا بدست اورديم هميشه بدرد مي خوره؟؟؟
معلم: هميشه كه نه.....بك روز در ميون...![]()
معلم: خوب براي جلسه آينده تست هاي بوق (سانسور شد) را انجام بدهيد . زياد نيست خوبه ديگه؟
بچه ها : نه
معلم : خوبه ديگه؟؟
بچه ها : نه
معلم : چرا؟
بچه ها: نه ...زنگه!!![]()
![]()
از تمامي دوستاني كه منو ياري كردند تشكر مي كنم جا داره اينجا از پدر مادرم تشكر كنم. از جمله آقا علي رنجبر![]()