
|
اشکی بود مرا که به دنیا نمیدهم |
این است گوهری که به دریا نمیدهم |
|
گر لحظهای وصال حبیبم شود نصیب |
آن لحظه را به عمر گوارا نمیدهم |
|
عمری بود که گوشه نشین محبتم |
این گوشه را به وسعت صحرا نمیدهم |
|
سرمایه محبت زهراست دین من |
من دین خویش را به دو دنیا نمیدهم |
|
گر مهر و ماه را، بدو دستم نهد قضا |
یک ذره از محبت زهرا نمیدهم |
|
امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست |
این نقد را به نسیه فردا نمیدهم |
شهری، شبی، تابوتی*، زنی، حریری، حریری......
* و به خاطر صبرشان به آنها بهشت و حریر می بخشیم/ و جزیهم بما صبروا جنه و حریرا. /سوره انسان
*: برای تشییع جنازه شبانه کوچک ، چه نیازی به تابوت پوشیده ای بود که حجم تن زنی در آن پیدا نباشد؟غریبه ای نبودکه.
از وبلاگ نفیسه مرشد زاده