
اين ماجرايي كه مي خام براتون تعريف كنم بر مي گرده به يكي دو روز قبل از عيد مبعث ...
بذاريد از اوله اول تعريف كنم ، از وقتي كه محسن(تبريزي) از حامد(رحيمي) توي دانشگاه(شريف) پرسيد: "ماشين آوردي؟" حامد هم گفته: "آره"
حامد و محسن و سيدممد(شجاعي) و اميرحسين(ترابيان) ، با ماشين حامد بعد از امتحان رفتن خوش گذروني ... آخه حامد قرار بوده بره مكه و قرار شد كه مهمون كنه ... ماشين رو پارك مي كنن و ميرن داخل يه مجتمع تجاري تا رستوران پيدا كنن ولي هيچي اونجا نبوده ... وقتي بعداز يه ربع برمي گردن مي بينن كه يه وانتي داره ماشينشون رو براي حمل به پاركينگ بكسل مي كنه ... آخه چند متريه تابلو حمل با جرثقيل پارك كرده بودن ... متأسفانه خواهش و تمنا و غيره و ذلك كارساز نبوده و با ماشينشون ميرن پاركينگ ... افسر راهنمايي رانندگي هم با خونسردي كامل و خوش و بش كردن ماشينشون رو مي خوابونه ...
[از اينجا من وارد قضيه شدم] فردا صبح من و حامد (با ماشين من) رفتيم دنبال ترخيص ماشينش ... بعداز تقريبا يكي دو ساعت اين ور و اون ور رفتن راهيه پاركينگ شديم ... ساعت حدود يك ظهر بود ... حامد ماشينش رو گرفت ... گفتيم سريع بريم خونه تا به ناهار برسيم ... از صادقيه شروع به گاز دادن كرديم ... سره چهارراه ها كنار هم وايميستاديم و باهم درباره مسافرت مكه حامد صحبت مي كرديم ... از شيخ فضل الله رفتيم بالا ... بعضي اوقات من جلو بودم و بعضي اوقات حامد ... انداختيم توي همت ... چند بار سرعتمون به 120 هم رسيد ... نزديك مدرس بوديم كه حامد جلوتر از من بود ... ديدم يه زانتيا (نامحسوس) مثل اسب از كنارم رد شد ، رفت كنار حامد ... چند تا شكلك در آورد تا حامد زد كنار ... منم رفتم جلوتر زدم كنار ... كلي خنديدم ... پيش خودم گفتم بيچاره تازه ماشينش رو از پاركينگ ترخيص كرد ...بعد از چند لحظه ديدم همون زانتيا اومد كناره من و گفت: "مدارك!!!" ... منم پياده شدم ديدم حامد اومد پشتم وايستاد ... بعداز متهم شدم به سرعت غيرمجاز و لايي كشيدن و سبقت سره پيچ و سبقت از راست فهميديم كه اين پليسه از همون صادقيه كه ما بعضي اوقات كنار هم وايميستاديم شك كرده بودن كه مي خايم كل باندازيم ...
گفت هردوتون بايد بريد پاركينگ .. .با كلي صحبت و توجيه و غيره گفت: "اين كارا اصلا به شما نميآد ... به قيافتون نمي خوره ... اگه خيلي خوبي بخام بهتون بكنم ، يكي تون رو مي برم پاركينگ ، انتخاب كنيد كدومتون " ... ما هم رفتيم كنار جدول نشستيم و فكر كرديم ... خوش بختانه از باك بنزين زانتيا همين طور داشت بنزين مي ريخت بيرون (خراب شده بود) ... پليسه كلي ما رو مي خاست بترسونه ... البته من كمي ترسيده بودم ... ولي حامد عين خيالش نبود چون همين الآن از پاركينگ آورده بود بيرون ... ماشينش رو ... من از اين مي ترسيدم كه گفت ماشينت يك ماه تو پاركينگ مي خوابه ...
حدس بزنيد چي شد ... اينقدر داشت از ماشينشون بنزين مي ريخت بيرون كه نشستن تو ماشين و مداركمون رو پس دادن و گفتن :" بچه هاي خوبي باشيد" و رفتن ... ما هم با 60 تا سرعت تا خونه هامون رفتيم ... وقتي رسيدم خونه ساعت 3 ظهر بود .
راستي حامد(رحيمي) و احسان(اخوان) ديشب رفتن عمره دانشجويي ... گفتند كه حلالشون كنيد ...
ياعلي
(مقام مظم رهبری در دیدار با علما و اندیشمندان کشور های اسلامی)
:: ام الاعیاد مسلمین بر جهانیان مبارک ::![]()
.jpg)
شهادت حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام را به خدمت امام رضا علیه الصلوه و السلام و حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا و حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مد ظله العالی و همه ی شیعیان تسلیت عرض میکنم.

۱- کار هایی که برای آن باید وضو گرفت:
نکته: منظور از طواف واجب طوافی است که جزئی از حج یا عمره است گرچه آن حج یا عمره مستحب باشد.
نکته: وضو به قصد با طهارت بودن٬ مطلوب و مستحب است و خواندن نماز با وضوی مستحب جایز است.
نکته: لازم نیست برای هر نماز یک وضو گرفت و تا زمانی که وضو باطل نشده است می تواند با آن هر مقدار که بخواهد نماز بخواند.
توجه: مس کردن و دست زدن به خط قرآن کریم بدون وضو حرام است و فرقی نمی کند که حتما در قرآن باشد یا نه. مثلا اگر آیات و عبارات قرآن در کتاب و مجله و روز نامه هم باشد همان حکم را دارد. ضمنا همه ی اجزای بدن مثل لب و صورت هم حکم دست را دارد.
نکته: مس لفظ جلاله ی " الله " بدون وضو جایز نیست٬ اگرچه جزئی از یک اسم مرکب مثل عبدالله یا حبیب الله باشد.
نکته: آرم جمهوری اسلامی ایران اگر در نظر عرف اسم جلاله محسوب و خوانده شود مس آن بدون وضو حرام است و در غیر این صورت اشکال ندارد.
نکته: نوشتن همزه و سه نقطه (ا...) به جای لفظ جلاله " الله " از نظر شرعی اشکالی ندارد و حکم لفظ جلاله را نداشته و مس آن بدون وضو جایز است.
نکته: مس ضمیر هایی که به ذات باری تعالی برمی گردد مثل " بسمه تعالی " حکم لفظ جلاله را ندارد.
۲- جواب سلام کودکان ممیز اعم از پسر و دختر٬ مانند مردان و زنان واجب است هر چند در اثنای نماز باشد.
۳- شک هایی که نماز را باطل می کند:
السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک
اعصابم خورده ، چون کسی به من زن نمی ده ! من زن می خوام به کی بگم ؟ از این مسائل که بگذریم می خواستم بگم یه چیزی شاید به مناسبت ماه رجب :
به تمام مسلمانان عالم که : همه همه رو حلال کنید.
به ویژه مسلمانان شیعه : همه همه رو حلال کنید.
به ویژه مسلمانان شیعه ی ایرانی : همه همه رو حلال کنید.
به ویژه مسلمانان (همین جا یه چیزی بگم داخل پرانتز اعصابم خورد شد هی می خوام بنویسم مسلمانان خیلی سخته نمی شه : مسلنلمل ، مسلملنن ، سلمانن ، ... اَه حمال خوب کپی پیست کن.)
می گفتم :
به ویژه مسلمانان شیعه ی ایرانی تهرانی:همه همه رو حلال کنید.
به ویژه مسلمانان شیعه ی ایرانی تهرانی مفیدی : همه همه رو حلال کنید.
به ویژه مسلمانان شیعه ی ایرانی تهرانی مفید ۲ ی : همه همه رو حلال کنید.
به ویژه مسلمانان شیعه ی ایرانی تهرانی مفید ۲ ی : همه این جانب رو حلال کنید.
اگر یک موقع بد خلقی ، بی توجهی ، نارفیقی بوده ببخشید حقیر رو .
آقا مجتبی خودم با کمال پر رویی می خوام وبلاگم رو لینک کنم.