
اسرار التيکّه فی مقامات شیخ استاد حامد
در اثناء کلاس تفسیر شعر استاد بودیم یکی از تيکّهجویان که کبّاده ی شعر و ادب می کشید و فضولی ها می نمود چنان محظوظ گردیده بود که جلو رفته وجبهه ی استاد را بوسید و گفت :«ایو ا... حقیقتاً استادی» و از تخلّص او پرسید . حامد به رسم تحقیر چین به صورت انداخت وگفت :«من تخلص را از زواید و از جمله رسوم وعاداتی می دانم که باید متروک گردد ولی به اصرار شیخ دیوید جُونز رسولی که خیلی به اینجانب لطف داشتند و در اواخر دوره با بنده مالوف بودند و کاسه و کوزه یکی شده بودیم کلمه «استاد» را برحسب پیشنهاد ایشان اختیار کرد،امّامن خوش ندارم زیاد استعمال کنم.» در آن زمان جمله جمع رارا وقت خوش گشت و نعره ها زدند.
نمونه سوالات آزمون میان ترم کلاس تفسیر شعر استاد :
مقصود از تو طوله در شعر « اتل مَتل تو طوله ...» چیست؟مثلاْ چرا نمی گویند« اتل مَتل تو عرضه» ؟ (پاسخ به عهده ی تيکّهجو )
درشعر« ای کاروان ، ای کاروان ، من دُزد ... ، بر قدسیان آسمان من هر شبی یاهو زنم ... » چرا شاعر از googleاستفاده نمی کند؟ (پاسخ به عهده ی تيکّهجو )
چه طور بعضی از مدارس دانش آموزانشان را بیرون (بی رون ) می کنند مگر شکنجه خلاف آداب تربیتی نیست ؟(پاسخ به عهده ی تيکّهجو )
بعد از«عصر جاهلیت» چه اتفاقی می افتد؟(پاسخ:احتمالاً غروب وبعد هم شب جاهلیت)
چرا وقتی انسان ها پا به سن می گذارند چینی می شوند؟(پاسخ :عزیز من خُوب پوست آدمی زاد یه مدت خاصی شاداب می مونه بعد چین و چروک دار میشه دیگه )
شعر « در ازل دادست ما را ساقی لعل لبت جرعی جامی که من مدهوش آنجامم هنوز» چه سوالی را در ذهن تداعی می کند؟ (پاسخ : کُجا ؟ )
تا سرمایی ديگر
درود و دوصد بدرود
کلاس تفسير شعر استاد عباسی
(پا ورقی1 : ادبای گرامی سخت نگیرید ، حق شما هم محفوظ)
(پا ورقی2 : فدائیان راه تیّکه به دلیل وقفه در آموزش ابتدا گریزی به گذشته میزنیم تا کمی متور تون سرد بشه )
تیًکه پاره(پاره ای از یک تیّکه ):
اولاً :«ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت گم شده از یابنده تقاضا می شود به نخواهی مراجه کن»
تفسير استاد:ساکنان= کیسه نان
برگی از چند تيّکه :
چه اشکالی داره در اين روزگار آدمی عاشق اسب یا الاغ یا استر بشه
چنانچه حافظ عاليقدر برای اونها هم شعر گفته:
سرو چمان من چرا ميل چمن نمی کند هم دم گل نمی شود یاد سمن نمی کند
تفسير استاد:
میل= نوش جان کردن ،خوردن، نوشخوارکردن - چمن : علف ،نوعی گیاهی که روی زمين رشد میکند-در رهگذر اين شعر عاشق نگران علف نخوردن معشوق است البته باید ذکر شود که معشوق با توجه به لغت « سرو »دیگر اسب و استر نمی تواند باشد احتمالاً زرافه بوده که در اینصورت چون پا های زرافه بلند است چمن خوردن برایش سخت است انتظار عاشق بی جاست ونباید چنین رفتاری رو از خودش بوروز دهد (یا بوشب ، اصلاً بو ندهد).
جلسه آینده کلاس استاد عصر یخبندان بعدی(عصر=نزديک غروب)