
چطورید!
یه چیزه جالب! تو گوگل سرچ كردم "دوره۱۳" بعد اين عكس اومد! نظرتون چيه درباره ش؟؟؟؟

برنامه جلسه هفتگی های ماه رمضان به شرح زیره :
|
روز |
تاريخ |
13اي |
آدرس |
|
سه شنبه |
3/6/88 |
صدرا منبري |
خ شريعتي، خ خاقاني، خ عطارمقدم، پلاك40، واحد 13 |
|
سه شنبه |
10/6/88 |
طه معرفتي |
ميني سيتي، شهرك، فاز3، خ امام علي(ع)، كوچه حبيب ابن مظاهر، بلوك31، واحد14 |
|
چهارشنبه |
25/6/88 |
حامد رحيمي |
خ دستگردي(ظفر)، خ فريدافشار، بلوار آرش شرقي، پلاك 18، زنگ 2 |
نکات:
- شروع جلسات یک ساعت و نیم قبل از اذان مغربه . این هفته اذان حدود ساعت ۲۰ هستش و در هفته آخر حدود ساعت ۱۹:۳۰.
- احتمالا توی ۲تا از این جلسات سخنران خواهیم داشت.(هروقت قطعی شد اطلاع میدیم)
- برای هفته سوم ماه رمضان به خاطر روال هرسالمون (شب های قدر) دیگه برنامه جلسه هفتگی نذاشتیم.
- برای سحرهای بعد مراسم احیاء طبق روال هرساله منزل آقامحسن تبریزی هستیم ان شاالله. فقط مسئله هزینه ی سحری ها هست که از هرکسی که می خواد بانی قسمتی از این هزینه بشه استقبال می کنیم. هرکی می خواد کمکی کنه با آقا محسن هماهنگ کنه.
فعلا
یاعلی
پ.ن :
گفتند که این رو هم اطلاع رسانی کنم:
سانس های استخر شهید فهمیده (همون استخری که برا ۱۳ها ۶۰٪ تخفیف داره: توی چند مطلب قبل زدم) در ماه مبارک رمضان به شرح زیر است:
۱- ۲۱ تا ۲۲:۳۰
۲- ۲۳ تا ۰۰:۳۰
۳- ۰۱ تا ۰۲:۳۰
کارت شناسایی معتبر (کارت ملی یا گواهینامه) فراموش نشود. الزامی است.
اين ماجرايي كه مي خام براتون تعريف كنم بر مي گرده به يكي دو روز قبل از عيد مبعث ...
بذاريد از اوله اول تعريف كنم ، از وقتي كه محسن(تبريزي) از حامد(رحيمي) توي دانشگاه(شريف) پرسيد: "ماشين آوردي؟" حامد هم گفته: "آره"
حامد و محسن و سيدممد(شجاعي) و اميرحسين(ترابيان) ، با ماشين حامد بعد از امتحان رفتن خوش گذروني ... آخه حامد قرار بوده بره مكه و قرار شد كه مهمون كنه ... ماشين رو پارك مي كنن و ميرن داخل يه مجتمع تجاري تا رستوران پيدا كنن ولي هيچي اونجا نبوده ... وقتي بعداز يه ربع برمي گردن مي بينن كه يه وانتي داره ماشينشون رو براي حمل به پاركينگ بكسل مي كنه ... آخه چند متريه تابلو حمل با جرثقيل پارك كرده بودن ... متأسفانه خواهش و تمنا و غيره و ذلك كارساز نبوده و با ماشينشون ميرن پاركينگ ... افسر راهنمايي رانندگي هم با خونسردي كامل و خوش و بش كردن ماشينشون رو مي خوابونه ...
[از اينجا من وارد قضيه شدم] فردا صبح من و حامد (با ماشين من) رفتيم دنبال ترخيص ماشينش ... بعداز تقريبا يكي دو ساعت اين ور و اون ور رفتن راهيه پاركينگ شديم ... ساعت حدود يك ظهر بود ... حامد ماشينش رو گرفت ... گفتيم سريع بريم خونه تا به ناهار برسيم ... از صادقيه شروع به گاز دادن كرديم ... سره چهارراه ها كنار هم وايميستاديم و باهم درباره مسافرت مكه حامد صحبت مي كرديم ... از شيخ فضل الله رفتيم بالا ... بعضي اوقات من جلو بودم و بعضي اوقات حامد ... انداختيم توي همت ... چند بار سرعتمون به 120 هم رسيد ... نزديك مدرس بوديم كه حامد جلوتر از من بود ... ديدم يه زانتيا (نامحسوس) مثل اسب از كنارم رد شد ، رفت كنار حامد ... چند تا شكلك در آورد تا حامد زد كنار ... منم رفتم جلوتر زدم كنار ... كلي خنديدم ... پيش خودم گفتم بيچاره تازه ماشينش رو از پاركينگ ترخيص كرد ...بعد از چند لحظه ديدم همون زانتيا اومد كناره من و گفت: "مدارك!!!" ... منم پياده شدم ديدم حامد اومد پشتم وايستاد ... بعداز متهم شدم به سرعت غيرمجاز و لايي كشيدن و سبقت سره پيچ و سبقت از راست فهميديم كه اين پليسه از همون صادقيه كه ما بعضي اوقات كنار هم وايميستاديم شك كرده بودن كه مي خايم كل باندازيم ...
گفت هردوتون بايد بريد پاركينگ .. .با كلي صحبت و توجيه و غيره گفت: "اين كارا اصلا به شما نميآد ... به قيافتون نمي خوره ... اگه خيلي خوبي بخام بهتون بكنم ، يكي تون رو مي برم پاركينگ ، انتخاب كنيد كدومتون " ... ما هم رفتيم كنار جدول نشستيم و فكر كرديم ... خوش بختانه از باك بنزين زانتيا همين طور داشت بنزين مي ريخت بيرون (خراب شده بود) ... پليسه كلي ما رو مي خاست بترسونه ... البته من كمي ترسيده بودم ... ولي حامد عين خيالش نبود چون همين الآن از پاركينگ آورده بود بيرون ... ماشينش رو ... من از اين مي ترسيدم كه گفت ماشينت يك ماه تو پاركينگ مي خوابه ...
حدس بزنيد چي شد ... اينقدر داشت از ماشينشون بنزين مي ريخت بيرون كه نشستن تو ماشين و مداركمون رو پس دادن و گفتن :" بچه هاي خوبي باشيد" و رفتن ... ما هم با 60 تا سرعت تا خونه هامون رفتيم ... وقتي رسيدم خونه ساعت 3 ظهر بود .
راستي حامد(رحيمي) و احسان(اخوان) ديشب رفتن عمره دانشجويي ... گفتند كه حلالشون كنيد ...
ياعلي
آتش به آشيانهي مرغي نميزنند / گيرم که خيمه خيمهي آل عبا نبود
برنامه هیئات و مراسمات فاطمیه دوم :
۱
هیئت الزهرا (س) فارغ التحصیلان :
بهمناسبت شهادت حضرت صديقهي طاهره (سلام الله عليها) جلسه سخنراني و اقامهي عزا برگزار ميشود.
پنجشنبه 7 خرداد 1388، مصادف با روز شهادت ، ساعت 6 الي 9 عصر
سخنران: حاج آقا سيداحمد طباطبائي
آدرس: صدر، دیباجی جنوبی ، تسلیمی ، نماززاده ، دادافرین ، پلاک ۷
منزل آقاي محمدعلي رحيمزاده (10)
۲
مراسم جامعه خوانی و عزاداری:
جمعه ۸ خرداد ۱۳۸۸ ، از ساعت ۶:۳۰ تا ۹:۳۰
زیارت جامعه کبیره(آقای پوررضا) ، سخنرانی (حاج آقا ذوالفقاری) ، نماز ، عزاداری ، شام
منزل فصیحی : چهارراه پاسداران ، میدان حسین آباد ، خ وفامنش ، بن بست مظفریان ، برج صدف ، طبقه ۱۰ ، واحد C2
حضور شما تسلای دل حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.
از همه بروبچ ۱۳ای و معلمین و دوستان دعوت می کنم تا حتما خونه ما حضورشون رو بهم برسانند.
یاعلی
علی جان
درگذشت مادربزرگ گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت می گوییم .
از طرف دوستانت در دوره ۱۳


رحلت جانگداز مرجع عاليقدر و عالم بزرگوار
حضرت آيت الله العظمی بهجت
رو به شما دوستان و همه مسلمانان جهان تسليت مي گويم
حضرت آیت الله العظمی بهجت ساعت 15 و ده دقیقه امروز یکشنبه به علت ایست قلبی به بیمارستان حضرت ولی عصر قم منتقل شد که تلاش پزشکان برای احیای ایشان موثر واقع نشد .
زندگی نامه ای کوتاه از آیت الله بهجت
یاعلی
السلام ياحبيبي !!!
چطوريد شما ها ؟!
خوش مي گذره ؟! دانشگاه ! كار ! زندگي ! بدبختيا ! دوستان جديد ! GF و غيرGF !
هه هه ! شنيدم موقع ميان ترماي يه سرياست !!! آره؟؟؟!!!
هه هه هه !!!! ما كه همچين امتحاناي مزخرفي رو تو دانشگامون فعلا نداريم ... بريد بميـ...! بتركيد ! مخصوصا بچه خرخونا !!!
اينقد دوس دارم الآن چند تا فحش به بعضيا بدم ... همين جوري! ... ولي حيف كه خودم حاميه سلامت جوّوّوّوّ ي ه وبلاگم وگرنه ... !!!
شوخي كردم ... آقاجون (لحن حسين زاده) ... ماه بركت و خوشحالي و عشق و صفا و هر اسمه خوبي كه ميشه گذاشت روش ، رسيده ...
ارديبهشت !!!
همون جوري كه من ميدونم و شما مي دونيد و همه مي دونن بيشترين آماره تولده متولدين دوره 13ها به اين ماه اختصاص داره ... سال پيش هم توي همين ماه عزيز با عنايت همين دوستانه ارديبهشتي بود كه شما 13ها يه غذاي مفصلي توي رستوران (آقاي) جبلي كوفـ... !!! ببخشيد ميل كرديد...
بعد از اين مقدمه مي خواستم تولدشون رو بهشون تبريك بگم ...
13 ها : * آل آقا 2/2
* فرهادي 5/2
* منفرد 8/2
* جبلي 9/2
* اكبراف 10/2
* رضايي 19/2
* خالوزاده ۲۱/۲
* تبريزي 23/2
* چابكرو 27/2
* خودم 29/2
* موسوي 30/2
* ترابيان 31/2
باكمي اغماض * سينايي پور 1/3
تولدتون مبارك ![]()
اگه كسي رو جا انداختم اول معذرت مي خام بعدش خواهش مي كنم كه يادآوري كنيد تا بنويسم ...
از مديروبلاگ هم به خاطره اين موزيك متنه زيبا تشكر به عمل ميآد !!
ياعلي
ببخشید دوباره مزاحم شدم ... اول اینکه مطلب قبل رو که درباره جهادی هستش رو حتما مطالعه کنید ...
دوم اینکه طبق روال هرساله روز آخر هفته شهدا که ۵شنبه همین هفته باشه همه میرن مزار شهدا ... برای فارغ التحصیلانی که ما باشیم هم اتوبوسی تدارک دیدن (البته به نقل از آق ممدعلی نقدی) که باهاش بریم ...
مثه اینکه قراره بعد از نماز ظهر و عصر را بیافتند ... اگه مثه پارسال باشه غروب میرسیم مدرسه و مراسم روز آخر در نمازخانه برگزار میشه ...
هرکی دوس داره پاشه بیاد ... از دستش ندید ...
یاعلی
چطورید ؟
این لینک برای جهادی نوروز ۸۸ هستش ... اطلاعات مربوط به زمان و جا و ثبت نام و غیره ... حتما یه سر بزنید !!!!
خوبيد ؟؟؟!!!
رفتيم مشهد و اومديم ... ۱۵ تایی ... جاي اونايي كه نيومدن خيلي خيلي خيلي خالي بود ... خوش گذشت
اينم عكساي اونايي كه اومدن ...
البته عكس مجتبي و اشكان رو يادم رفت كه بگيرم ... شرمنده

![]()



![]()
![]()
![]()





یاعلی
این شماره حساب برای کمک به اردوی جهادیه فارغ التحصیلانه (همون جور که آقا ظفری تو وبلاگ جهادی گفته بود: "برای انجام پروژه ها حدود 40 تا 50 میلیون تومان پول نیاز داریم...")
شماره حساب ۲۰۱۰۰۲۷۰۳۰۰۰ بانک کشاورزی
و
شماره کارت ۶۰۳۷۷۰۱۰۳۲۸۰۷۰۰۷ به نام محمدجواد ظفری
ان شاالله که همه تا اونجایی که می تونن کمک کنن ( چه مالی ! و چه فیزیکی!!! )
یاعلی
انگار زندگي سخت شده ... انگار امتحانات سخت شده ...
انگار دانشگاه تنگ شده ... انگار دل اساتيد سنگ شده ...
انگار ...
ياعلي
*خيابان دولت ، خيابان يارمحمدي ، نبش كوچه سيروس ، پلاك 16
سخنران : حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا فاطمي نيا
توضيح : از نماز مغرب و عشا، زيارت عاشورا و مداحي ، قرآن ، سخنراني تا ساعت 22
*خيابان ايران ، كوچه ملكي ، بعداز نماز مغرب و عشا
سخنران: حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا مجتبي تهراني
توضيح : حدود يك ساعت بعد از نماز حاج آقا صحبت مي كنند
*مجيديه شمالي ، بلاتر از ميدان ملت ، كوچه صباح غربي ، مسجد الهادي
سخنران: حجت الاسلام شهاب مرادي مداح : حاج احمد واعظي
توضيح : از ساعت 19:30
*ميدان بهارستان ، خيابان ظهيرالاسلام ، كوچه شهيد محمدجوادي، حسينيه رستگاران
سخنران : حجت الاسلام مشكوه
توضيح : از نماز مغرب و عضا ، زيارت عاشورا ، سخنراني ، مداحي
*خيابان پاسداران ، بالاتر از گلستان دهم، جنب فروشگاه 06 ، هيئت سيدالشهداء
سخران: حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا عبدوس مداحين: جحاج حسن منصوري ، حاج ناصر مؤذن
توضيح : از 6 محرم تا 10 محرم از ساعت 19 تا 21
*شميران ، چيذر ، كنار بارگاه امامزاده علي اكبر و شهداي دفاع مقدس
توضيح : سخنران متغير است و از ساعت 15بعدازظهر تا اذان مغرب وعشا
*بهارستان خ مجاهدين اسلام خ ايران خ شهيد قادري (سقا باشي) انتهاي كوچه ميري هيئت محبان العباس يه تابلوي گنده زدن معلومه.
سخنران: حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا جاودان مداح : حاج ماشاالله عابدي
توضيح :از روز ۵شنبه در این آدرس مستقر هستند : بهارستان خ مجاهدين اسلام خ ايران خ شهيد قادري (سقا باشي) انتهاي كوچه رئوفي ... از اذان مغرب و عشا تا حدود ساعت 20:30
*میدان قیام - جنب پل ری - انتهای خیابان شهید عبدالله رضوی ( آبمنگل ) -نرسیده به مسجد الزهرا(س) پلاک 30
سخنران : حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علیرضا عدالتی مداحان: حاج مهدی سماواتی ، حاج رضا عرفانی ، حاج مهدی شهبازی
توضيح : به مدت 11 شب ، از نماز مغرب و عشا ، در ضمن روزهای تاسوعا و عاشورا و یازدهم مراسم عزاداری از ساعت ٩ صبح تا ظهر بر قرار می باشد .
*حاج آقاي پناهيان در شهرک غرب فاز7 توحید1 پلاک 95 ساعت 6:15 صبح
توضیح: همچنین در مسجد دانشگاه امام صادق بعد از اذان مغرب
*خيابان شهيد مدني (نظام آباد) نرسيده به ميدان امام حسين (ع) روبروي بيمارستان امام حسين (ع) مسجد جامع صفا
توضیح: از يكشنبه شب 10/8 هر شب بعد نماز مغرب و عشا به همراه شامي مختصر (مثلا سوپ) برگزار مي گردد
*تهران- میدان آزادی - خیابان آزادی- قبل از پل یادگار امام (ره)- جنب ناحیه مقاومت بسیج مقداد- مهدیه امام حسن مجتبی(علیه السلام)
سخنران: حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی حائری زاده مداحان: حاج سعید حدادیان حاج احمد نیکبختیان محمد حسین حدادیان
توضیح: از روز دوشنبه 9 دی ماه تا روز جمعه 20 دی ماه 1387 ( اول تا دوازدهم محرم) از نماز جماعت صبح
*در مسجد جامع قلهك هم فك كنم حاج آقا صمدي آملی باشند كه متأسفانه اطلاع دقيق ندارم
كامل خواهد شد ان شاالله ...
ياعلي
برنامه دعای عرفه فردا (۲شنبه):
مسجد شهدا - آقا ماشاالله عابدی - ساعت ۱۴ تا ۱۶:۳۰ (۳۰ دقیقه قبل از اذان تمومه)
قراره از مدرسه حرکت کنیم ... اگه زیاد باشیم مینی بوس هم می گیریم ...
اگه می خواید بیاید (چه با مینی بوس و چه خودتون) حتما به من یه اس ام اس همین امروز !!!!! بزنید تا با هم هماهنگ بشیم ...
یاعلی
شعر قشنگیه ولی!!!
الا یا ایها المهدی مدام الوصل ناولها که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکلها
صبا از نکهت کویت نسیمی سوی ما آورد ز سوز شعله شوقت چه تاب افتاد در دلها
چو نور مهر تو تابید بر دلهای مشتاقان زخود آهنگ حق کردند و بر بستند محملها
ادامه اش رو تو ادامه مطلب بخونید ....
می خوام یه شعر قشنگ بنویسم ولی می خوام سلیقه و طبع شعری شما رو ببینم ...
نمی خوام مقایسه کنم ....
الا یا ایها ال.....
ادامه بدین شما ....!!!!!!!!
یاعلی
می خوام یه اتفاق داغ و تازه و جالب براتون تعریف کنم .... حتما بخونید
ما دیروز با چند تا از بچه ها و فارغلا رفتیم کوه (دارآباد) . ناهار که خوردیم با وجود اینکه من ماشین آورده بودم چند تا از بچه ها گفتند که با من برمی گردن... ولی متاسفانه تعداد افراد متقاضی بیش از گنجایش ماشین بود ... که نهایتا سهیل و جواد و اکبر و م.صدرا با من اومدند... به خاطر اینکه موبایل هادی تو ماشین من بود مجبور شدیم با ماشین دوباره پیش بچه ها برگردیم ... حامد زرین هم اونجا بود و می خواست که با ماشین برگرده که جا نبود و من آخرین جمله که ازش شنیدم این بود : "(بالبخند) خیلی نامردین "
رسیدیم به خیابون لنگری که بریم سمت نوبنیاد .... داشتیم می رفتیم که حیف شد ... یه هو دیدم یعنی دیدیم یه پژو آاردی از مجتمع چمران وارد لنگری میشه .... من رو می گی ...زدم رو ترمز ... دیدم بازم داریم نزدیک و نزدیک تر می شیم ... برا همین فرمون رو به سمت راست پیچوندم .... ولی بازم حیف شد .... گوشه سمت چپ ماشین ما به درب سمت چپ پژوآردیه خورد .... محکم ... تقریبا بد جور بود .... الان که دارم فکر می کنم خیلی باحال بود .... جالب بود .... یه دفعه یکی از بچه های حاضر در ماشین گفت:" این آه حامد زرین بود "
دوباره ما رو می گی با عصبانیت و ترس از ماشین پیاده شدم (اخه هنوز گواهینامه ام نیومده بود.... قراره این هفته بیاد)
دیدم یه جماعت دیگه ای از بچه ها سر رسیدن ... صادق و .... داشتن از سالن برمی گشتن
به هر حال ... اون مرده نامردی نکرد و گفت که زنگ بزنم افسر بیاد کروکی بکشه .... دوباره ما رو میگی (به قول حاجی) داشتیم خون و کف قاطی می کردیم ...
سرتون رو درد نیارم ... همه بچه ها رو دک کردیم رفتن و پدرم اومد و افسر هم قبل از پدرم رسید .... افسره گفت:" چون گواهینامه نداری و فقط قبض همراهته ... باید بری دادگاه و دادسرا ..."
***شما اگر خودتون بودید چه حسی بهتون دست می داد
در آخر افسره گفت:"اگر دوطرف با هم توافق کنن و رضایت بدن ما میریم پی کارمون و مدارکتون رو هم بهتون پس می دیم"
ما هم وقت رو تلف نکردیم و سریع!!! توافق کردیم ( البته اون مرده هم خیلی ادم خوبی بود )
منم دوباره سوار ماشین شدم و به سختی و بسیار اروم تا خونه رفتم (چون سپر جلوم به چرخ چسبیده بود)
به توجه به صحبت هایی که با سهیل کردم و چیزایی که پدرم بهم گفت فهمیدم که خیلی هم تقصیر من نبوده!! .... ترمزم نگرفت .... یه نفر که صحنه تصادف رو دیده بود به پدرم گفت: "از ۴تا چرخ ماشین ۳تاش ترمز نگرفتن ... روی زمین هم فقط یه خط چرخ افتاده بود
نتیجه اخلاقی :
- سعی کنید ترمز هاتون حتما ای بی اس باشه
- تقصیر ها رو همیشه گردن غیر از خودتون بیاندازید
یاعلی
خواهشمند است لطفا همه اش رو كامل بخونيد …
با سلام
اين يك سري از تجربه هاي دوره هاي مختلف مفيد 2 هستش كه چند تا از بچه ها زحمت كشيدند و جمع آوري كردند و گلچيني از اون رو در لینک ادامه ی مطلب مشاهده می کنید.(برای دیدن همین زیر این متن وارد لینک ادامه ی مطلب بشین. حتما لطفا!)… ابتدا اين تجربيات رو بخونيد و بعد ادامه متن را .... براي مشاهده می توانید اینجا هم روي
چند تا پيشنهاد كه بچه هاي خودمون گفتند (باواسطه و بي واسطه) :
- يك جلسه درميان سخنران داشته باشيم و در جلساتي كه سخنران نداريم درباره موضوع سخنراني هفته بعد بحث كنيم .
- فقط بيايم همديگه رو ببينيم و بريم .
- انتخاب سخنران از خارج مدرسه : آقاي برجعلي و چند تا ديگه از اوليا ، روحاني و ...
- فارغ التحصيلان : آقايان حاجي كريمي ، آريانيان ، حاج محمد جعفر ، ...
- .........
نظرتون رو درباره تيپ جلسه هفتگي ها بگيد ؟
درباره همه چيزش نظر بديد ؟ روزش؟ سخنرانش؟ اصلا سخنران داشته باشه يا نه ؟
چه چيز هايي توش باشه ؟ دعا ؟ سخنراني ؟ پخش فيلم؟ نقد ؟ مباحثه ؟ ........
حتما نظرتون رو بنويسيد ..... حتما !!!!!!!!!
یاعلی
چاکریم .... میاین بریم کوه ؟ البته این سوال رو قبلا پرسیدن فکر کنم...
آق مجتبی یه مطلب گوذوشت که آق سید شمس بهش داده بود از طرف گروه ورزش فارغ التحصیلا .... که بریم همگی با هم کوه ... البته خیلی هم مثل قبلا نیست .... منظور؟ منظورم اینه که آموزشم میدن توش .... البته برای اطلاعات بیشتر به چند تا مطلب قبل مراجعه کنین تا ملتفت بشین ....
احتمال میدم خوش بگذره ....
ولی این رو می خواستم به عرض شما برسونم و بفرمایم که قراره این هفته (۵شنبه یا جمعه) اولین کوه رو برم بریم برند شاید کاش ..... حالا هرکی دوسسسسس داره تشریفه خودش رو بفرماید اول به طور کامل و تام و جامع و ... مطلب قبل رو که درباره کوه بود بخونه و برای اطلاع دادن از تشریف فرماییش حتما حتما حتما تا ۳ شنبه به خود خود خود آق سید شمس تماسشون رو بگیره و بگه که میاد .....
دمتون گرم .... شبتون خوش .... ![]()
یاعلی
من از احسان و رسول معذرت می خوام که .... باید آدرس رو می ذاشتم تا بچه ها ببینن
آدرس سالن باغ بهشت : ابتدای جاده لشکرک-قبل از مینی سیتی - نبش بلوار اوشان-باغ بهشت
یاعلی
آقا محسن رضایی به خاطر اینکه کاربرش باز نمی شد و مشکل داشت به من گفت که هر چه سریع تر این رو رو وبلاگ بزارم و از همه راجع بش نظر خواهی کنم !!!!! اين يكي از سوالاي امتحان آخر ترمشه - مثل اينكه استادشون گفته درباره اش فكركنه و بگه ... پس هر كي ديد نظر بده .... از دادن جواب هاي كليشه اي هم خودداري كنيد !
(این سوال رو استاد تفسیر قرآنشون که دوره ۱۲ مفید ۱ هستش ازش پرسیده ....)
سوال : اگه یهو format شید و از خدا و قران و پیغمبر بی خبر شید و کسی نباشه که بهتون بگه اینجا چه خبره و خدا کیه و. . . . چه جوری می فهمی داری راه درست و تو زندگیت میری؟(تمرکز سوال روی نبودنه قرانه؟)
لطفا کمک !!!!!!! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ياعلي
می دونی می خوام چی بگم؟... اینکه اینا شاید فقط برا ما خوشاینده ... چرا به فکر یه سری دیگه نیستیم ؟
نه! بد گفتم ... بذارید بهتر منظورم رو برسونم ... کی میدونه که چرا تو جشن تقریبا فقط 55 تا از بچه ها بودن ؟ از 65 نفر !
10 نفر دیگه کجاند ؟ توی پرانتز بگم ---{ همه از جشن خبر داشتن ... از سال سوم آقا فوم حرف جشن رو وسط اورد}---
بازم فکر کنم بد گفتم حرفمو !
لپ کلام : چرا یه سری از جمع دورند ... چرا هیچ کس نباید از چابکرو خبر داشته باشه ؟ چرا فقط حمیدرضا رو باید یه بار شب احیا دید ؟ (اینا فقط مثال اند . ناراحت نشیم)
چرا سعی نمی کنیم بقیه رو هم به درستی با خودمون همراه کنیم ؟
هزینه اش چیه ؟ غیر از اینه که یه ربع تلفن رو دستمون بگیریم و یه حالی ازشون بپرسیم ؟ مخصوصا اونایی که شهرستان رفتند درس بخونند ! اونا تنها ترند !
ببخشید این رو می گم ... شاید به بعضیا بر بخوره ! :::::.... این تنها وظیفه شورا نیست ! وظیفه همه هستش که همدیگه رو کنار هم بیارند !
یه ماه و نیم پیش تو جهادی فکر می کردم چرا اینقدر بهم داره خوش می گذره ... فکر می کردم چون کم هستیم این طوریه ! اما آخرش دلم گرفت که چرا همه نبودن ...
از مشهد فارغ التحصیلی خیلی خوشم اومد ... چون همه بودند ... خیلی مسافرت خوبی بود ...
ولی الآن ... الآن که قرار شده 2 تا کوپه بیگریم برا مشهد که با فارغلا بریم مثل قبل اشتیاقی برا پیگیریش ندارم ...
رفیق !!! رفیقای دیگه ات رو دریاب !
یاعلی
سازمان سنجش چند روز پیش گفت توی نیمه اول مهرماه کارنامه داوطلبان رو روی سایت میذاره ولی من امروز که رفتم توی سایت دیدم که گذاشته ... گفتم که اطلاع بدم تا برید کارنامه تون رو ببینید ...
این هم لینکش ...
یاعلی
ششم ماه رمضان ديروز بود ...
اتفاقات جالبي ديروز افتاده بود...
1 – بيعت مردم خراسان با حضرت رضا (ع):
حضرت بعد از اينكه ولايت عهدي را به اجبار پذيرفت ، مأمون روز ششم ماه رمضان مجلسي عظيم ترتيب داد و همه اكابر و اشراف و سادات و علما را جمع كرد و اول به پسر خود عباس امر كرد كه با حضرت بيعت كند و سپس سايرين... امر شد در منابر نام آن حضرت را ذكر كنند و نام آن حضرت را در درهم و دينار بزنند و همان سال در مدينه بر منبر پيغمبر(ص) خطبه خواندند و در دعا به حضرت رضا(ع) گفتند حضرت رضا(ع) ولي عهد مسلمين است. مأمون دختر خود ام حبيب را به امام رضا(ع) تزويج كرد و ام الفضل را به امام جواد نامزد نمود و دستور داد سياه پوشي كه بدعت بني عباس بود ترك كنند و جامه هاي سبز بپوشند.
2- نزول تورات بر حضرت موسي (ع)
امام صادق (ع) فرمود تورات در 6 رمضان و انجيل در 12 رمضان و زبور 18 رمضان و فرقان در شب قدر نازل شده ( بنا به قول بعضي مفسرين در دهم ذيحجه تورات نازل گرديد).
ياعلي
میره آمریکا
ویزاش رو هم گرفته آماده آماده هستش
می خواد فردا خونه جواد از همه خداحافظی کنه » هر کی دوست داره بیاد تا برا آخرین بار باهاش خداحافظی کنیم....
یا علی
این هفته هفته آخر شعبانه .... برا همین آق جواد منفرد تقبل کردند که یه مراسم خونشون برگزار بشه تا مناجات شعبانیه با هم بخونیم . هرکی دوست داشت بیاد ....
حواستون باشه که این یه جلسه هفتگی نیست .... یه مراسم کوچیکه که توش مناجات شعبانیه می خونیم. همین
زمان : چهارشنبه ۶ شهریور ساعت ۱۷
مکان : دولت - وارسته - کوچه دهقان - پلاک ۱
به بقیه هم خبر بدید ...
یا علی
باسمه تعالي
با توجه به اينكه خوبه كه همه در جشن فارغ التحصيلي شريك باشند ، هزينه هاي جشن فارغ التحصيلي تخمين زده شد ، تا جمع آوري شود :
تعداد ميهمان ها : 350 نفر ( خودمون و اوليامون و معلمينمون(تقريبا 80 نفر) و همسرانشون)
هزينه ها :
• مكان جشن : 880 هزار تومان
• غذا : نفري 5000 تومان كه به عبارتي 5/1 ميليون تومان
• هديه : نفري تقريباً 12000 تومان كه به عبارتي 1 ميليون تومان
• هزينه هاي جانبي: 620 هزار تومان
• جمع كل : 4 ميليون تومان
• صندوق دوره : تقريبا 1 ميليون تومان
• پولي كه بايد جمع شود : 3 ميليون تومان
o نكات :
- مكان جشن : آمفي تئاتر عقيدتي سياسي
- زمان جشن : پنج شنبه 11 مهرماه (بر اساس تقويم هاي كنوني روز بعد از عيد فطر)
- هزينه هاي جانبي مربوط به بولتن دوره ، سن سالن جشن و ... مي شود.
با توجه به اين توضيحات سهميه هر 13 اي به عبارتي 50 هزار تومان مي شود.
براي اينكه جشن خوبي داشته باشيم بهتر است اين هزينه ها جمع آوري شود ، و اين هزينه ها را كسي جز 13 ها نميدهد چون اين جشن براي 13 هاست.
لازم به ذكر است كه اين هزينه ها فقط براي جشن مي باشد نه امر يا امور ديگري .
و این را هم باید بگویم که ره چه پول کمتری جمع شود (یعنی هر کسی که نخواهد کمک کند) قطعا کیفیت جشنمون هم پایین خواهد آمد....
البته بیشتر هم می تونید بدید »»» هیچ مشکلی نداره
به بقيه هم خبر بدهيد ....
یاعلی
توجه حتما حتما همش رو بخونید!!!!!!!!!
باسمه تعالي
با سلام به همه سيزدهي ها و مفيدي ها
تصميم بر اين شد كه بنده گزارشي از اقدامات و فعاليت هاي شورا در اين يك مه و نيمي كه از كنكور كذشته براي همه بدهم.
ابتدا از اين شروع كنم كه در اين 45 روز ، 11 جلسه داشتيم كه اولين جلسه با حضور جناب آقاي فوم و آقاي زرين شروع شد كه در آن جلسه درباره هدف گذاري براي دوران فارغ التحصيلي و برنامه ريزي كوتاه مدت و بلند مدت صحبت و بحث شد.
ما در 8 جلسه ابتدايي دو موضوع را به طور موازي به بحث گذاشتيم كه در جلسات بعدي يك موضوع ديگر هم به آنها اضافه شد و اينها عبارتند از :
1- زمينههاي فعاليتهاي فارغ التحصيلي 2- جشن فارغ التحصيلي 3- برنامه ريزي فارغ التحصيلي
ü 6 هدف براي دوران فارغ التحصيلي دوره 13 پيش بيني شده كه عبارتند از :
1- ارتقاء توانمندي جسمي 2- ارتقاء معنوي 3- ارتقاء رفتارهاي رواني 4- ارتقاء مهارتهاي اجتماعي 5- ارتقاء علمي 6- ادامه فعاليت هاي دوره اي {نظر شما چيه ؟}
البته قاعدتاً اينها زيرشاخه هايي دارند كه گسترده تر از اين مي شوند كه به آنها هم خواهيم رسيد ....
اين اهداف را در جلسه اي كه شورا با انجمن اولياء داشت به استحضار اعضاي انجمن رسانديم كه مورد تأييد و توجه آنها قرار گرفت.
ü درباره جشن فارغ التحصيلي هم بايد اين را بگويم كه بيش از 10 برنامه در حال پيگيري براي اجرا هستش كه ان شاءالله فعلاً با تلاش بالغ بر 15 الي 20 نفر از بروبچ دوره 13 اين برنامه ها به مرحله اجرا خواهد رسيد.
ما فكر مي كنيم جشن فارغ التحصيلي بهتره حول محورهايي مثل تقدير از اولياء، تجديد خاطرات، تقدير از معلمين و ... برگزار بشه ... {نظر شما چيه ؟}
البته با وجود همين تفاسيردر پي تخمين زدن هزينه هاي جشن هستيم . در راستاي برنامه هايي كه در حال پيگيري هست ، جشن فارغ التحصيلي هزينه هايي را شامل مي شود كه با توجه به پولي كه در طي سال تحصيلي جمع شد (خودياري يا ماليات) پول كم خواهيم آورد .... يعني با اين مبلغ جمع شده برنامه اي را پيش نخواهيم برد. بنابراين براي اينكه جشن خوب و به ياد ماندني داشته باشيم قرار شد كسري اين هزينه ها را خود اعضاي دوره 13 بدهند. كه ان شاالله طي اين چند روز آينده ريز هزينه ها و مبلغ هر نفر را روي وبلاگ خواهم گذاشت...
ü توي اين چند جلسه آخر در حال طراحي يك كار سازماني جامع هستيم ... هم اكنون در حال تشكيل گروه هايي هستيم تا بتونيم با استفاده از اكثريت بچه ها يك برنامه جامع براي فارغ التحصيلي بريزيم ... يعني اين گروه ها در جلساتي كه خودشون مي گذارند پيشنهادات و برنامه هايي را كه دارند جمع آوري مي كنند و در جلسه اي كه با شورا مي گذارند آنها را به مرحله اجرا مي رسانند ... براي استفاده از حداكثر بچه ها و نظراتشون در اين باره تصميم گرفتيم كه دريك جلسه هفتگي كه تقريباً همه هستند برگه هايي توزيع بشه و هر كسي اين برگه رو پر كنه و نظرات و پيشنهادات خودش و چند تا موضوع ديگه رو كه توي اون برگه سؤال شده بنويسه {نظر شما چيه ؟} ... البته اين برگه ها قرار بود در جلسه هفتگي منزل حسيني پخش شود كه به خاطر تعداد كم بچه ها به انجام نرسيد ولي در جلسه هفتگي بعدي پخش خواهد شد...
به هر حال اين يك گزارش تقريباً مختصري بود كه به استحضار دوره 13 اي ها رساندم ...
اگه مي شه جلسه هفتگي بعدي رو همه بياين ...
اين گزارش رو به همه بچه هاي ديگه بگيد كه بخونند و يا خودتون براشون تعريف كنيد ...
حتماً حتماً نظراتتون رو توي كامنت بنويسيد ...
ان شاالله چند روز ديگه اون تخمين هزينه هايي كه گفتم رو روي وبلاگ خواهم زد تا ببينيد ...
با تشكر
دبير شوراي دوره 13
اطلاعیه :
هر کسی که عکس یا فیلمی از ۴ سال دبیرستان داره (حتی اگر کم باشه) حتما به من یه زنگ بزنه .... حتما ...
با تشکر
محمد حسین فصیحی
بنده به عنوان دبیر شورای فارغ التحصیلی می خوام یک سری از اخبار رو بهتون بدم .
امروز شنبه ۱۵/۴ اولین جلسه برگزار شد که در این جلسه "مدیر جلسات" و "دبیر شورا" انتخاب شدند:
افراد حاضر : همه (تاجریان - نقدی - فخریه - شجاعی - امانی - پورصفوی - فصیحی)
مدیر جلسات : سهیل فخریه کاشان
دبیر شورا : محمد حسین فصیحی
موضوع اول جشن فارغ التحصیلی :
در این جلسه قرار بر این شد که فخریه و شجاعی با شورایی های دوره های قبل صحبت هایی کنند و تجربیات اونها رو جمع آوری کنند تا از این تجربیات در کارهمون استفاده کنیم.
قرار شد پورصفوی خلاصه ای از بودجه دوره تهیه کند .
قرار شد جلسه هفتگی های تابستان رو بنده (فصیحی) پیگیری کنم.
موضوع بعدی درباره برنامه ای در مشهد بود. قرار شد برنامه ای شبیه برنامه روز های آخر جهادی (نوشتن یادبود هایی برای رفقا) در مسافرت مشهد البته به شکلی متفاوت برگزار شود که نقدی در حال پیگیری آن است.
اگر کسی مایل هست که توی تابستان جلسه هفتگی خونشون بیاندازه به من خبر بدهد.
اگر کسی پیشنهادی داره یا برای جشن فارغ التحصیلی می تونه کمکی بکنه حتما به یکی از اعضای شورا بگوید.
باتشکر
یاعلی