تبليغاتX
" href="rss.aspx" />

وبلاگ رسمی دوره سیزده دبیرستان مفید دو

این مسیر قرمز ماشینروه ازباقی مسیر ها  پیاده می شه رفت

ساعت ۸ که افطاره ساعت ۷ بیاین

سخنران نداریم ....احتمال قوی تئاتر داریم...... امانی شجاعی منبری

+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:49 توسط صدرا منبري |

آفرین تو خوبی ما بدیم

آفرین تو برزیل  ما گوام

فقط بس کن ........

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 23:36 توسط صدرا منبري |

از دشمنان برند شکایت به دوستان                        گر دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 16:24 توسط صدرا منبري |

El chassico

چاکریم .....

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:50 توسط صدرا منبري |

سلام

ما که نفهمیدیم چرا تیم ملی باخت.............................

راستی چرا کشتی رو باختیم ما که از ازل قهرمان بودیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 17:22 توسط صدرا منبري |

ساعت ۸ صبح
معلم وارد کلاس می شود
معلم: تکلیفاتتون رو بزارید روی میز.......
بچه ها : آقا قرار بود خاطرات بسیجو بگيد....    معلم : نمی شه الان درس داریم
بچه ها : آقا حالا تعریف کنید دیگه !!!
معلم : باشه . ما اون موقع ها تو بسیج......فکل مو رو با قیچی...........شلوار لی تیغ مینداختن.....ساعت ۸.۴۵ .....امانی : آقا می شه درس بدین.  معلم:........سال ۶۴ که ما اونجا..........بااسپری رنگ می کردن............امانی : آقا درس.......معلم :........
کرد: آقا تکالیف رو ندیدید ....گفتید که این جلسه امتحان می گیرید....برای جلسه بعد هم یادتون نره که تکلیف بدید         
معلم : باشه این کوییزی که می گیرم مستقیم روی رتبه های کنکور تاثیر می ذاره!!!!

بچه ها : .مآآآآآآآآآآآآآآآآ نگفته بودید....نگفته بودید (همه یک صدا)

معلم : حالا چرا تکالیف رو انجام ندادید؟؟؟؟؟
فصیحی : آقا احیا بودیم!!!!       معلم :الان که ۲۴ ربیع الثانیه؟؟!!!!؟!؟!   بچه ها : همینی که هست!

معلم از کلاس خارج می شود
بعد از گذشت ۳۰ دقیقه.........
حاج آقا کاظمی: آقای کوپ لطفا به کلاس خود مراجعه کنند.

بعد از امتحان....... معلم به جواب بچه ها نگاه می کند.
معلم : این چه مزخرفاتیه که توی برگه هاتون نوشتین؟؟؟؟؟؟
بچه ها : آقا همون چیزاییه که خودتون گفته بودین

زنگه بعد

معلم وارد کلاس می شود
بچه ها : آقا یه خاطره بگید!!
معلم: یک روز بر خانه نشسته بودیم داشتیم تخمه مشگستیم که تلفن زد گفتیم کیسته؟ نگو فیثاغورث هسته. گفت آقا این a2+b2=c2 يا b2+c2=a2؟؟؟ منم جوابش دادم   منبري: آقا بدش چي شد؟؟......معلم : همين ديگه يه ذره حال و احوال كردم.......منبري : آقا بدش چي شد؟؟.....
معلم :.........تا الان كه در خدمت شما هستيم.
معلم : خوب تحليل تست رو از سوال اول شروع مي كنيم كه خيلي آسونه همه درست زدن؟؟
(همه غير از حسين زاده)   دكتر : تو هيچي نمي شي!!!!.......
احدلي : آقا اين فرموله كه اينجا بدست اورديم هميشه بدرد مي خوره؟؟؟
معلم: هميشه كه نه.....بك روز در ميون...
معلم: خوب براي جلسه آينده تست هاي بوق (سانسور شد) را انجام بدهيد . زياد نيست خوبه ديگه؟
بچه ها : نه 
معلم : خوبه ديگه؟؟
بچه ها : نه
معلم : چرا؟
بچه ها: نه ...زنگه!!

از تمامي دوستاني كه منو ياري كردند تشكر مي كنم جا داره اينجا از پدر مادرم تشكر كنم. از جمله آقا علي رنجبر

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 12:27 توسط صدرا منبري |

 

  the          Lclassico              
(Credit: Wilmanet)

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 11:19 توسط صدرا منبري |

مدرسه
زنگ اول

معلم۱ وارد کلاس می شود
منبری: آقا نگفته بودید.
معلم۱:
....به صورت پیش فرض شاهمرادی از کلاس اخراج می شود.
معلم۱: بچه ها قول بدین ناراحت نشین...ما در درس هندسه  آزمون پیشرفت ۳۰٪ از مفید۱ عقب تر هستیم..
بچه ها :.............آقا بستنی بدین.
معلم۱: دفه ی قبل که ۲۹.۹۹۹۹۹۹٪ عقب تر بودین بستنی دادم. 
تاجریان: پس چند تا؟

معلم۱: این جمعه باید بیاین مدرسه کلاس جبرانی داریم.
منبری: امروزم که جمعه است.
دکتر برجعلی:پس کنکور کیه؟

معلم۱: مهمترین کاری که شما باید انجام بدید....آل حبیب: ازدواج؟؟!!!!!........درس بخونید.
منبری: نگفته بودید
امینی: زنگه بازی کیه؟
معلم۱:چون گسسته عقبیم به جای زنگ بازی جبرانی هندسه داریم
حسین زاده:یعنی چی؟؟!!
بچه ها : آقا زنگه
معلم۱:هنوز نیم ساعت مونده به زنگ....
بچه ها : نه ...زنگه

۱۵ دقیقه زنگ تفریح( کشتی کج.... ۱۷ نفر به حسین زاده)

زنگ دوم

معلم۲ وارد کلاس شد

بچه ها: دست...دست.....۱۴.....۱۴ ماشالا.......میراسلامی...........میراسلامی.........پوررضا.....بستنی

بچه ها در حال حل تمرین روی تخته.

معلم۲: آقا این سوال خیلی قشنگه...........
آقای امانی این چه راه حلیه آقا..... با یه فیثاغوره حل می شه ..............این چیه آقا
آقای امانیه دیگه هه هه.....................(کلاس منفجر می شود)

زنگ سوم

.............................................

تمام شخصیت های این داستان ساختگی است و هیچ ارتباطی به واقعیت ندارند و نیز تشابه های اسمی کاملا تصادفی می باشند.

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 11:0 توسط صدرا منبري |

سلام
یه سوال داشتم
اومدم کاندید بشم برای انتخابات شورای نمایندگان م.شیمی دانشگاه می گن تا تو دخترا لینک نداشته باشی نمی شه کاندید شی ٬ حالا ما باید چی کار کنیم.
لینکُ یکی توضیح بده

البته آقا ریاضی ۱ آقا. (فیثاغوره)
(به ترتیب ریاضی۱ با  و فیثاغوره با  لف و نشر مرتب دارد.)

مسابقه اس امِ ان اس.
شما دا نشجوي گرامي با معرفي حتي يك استادِ آدم حسابي در قرعه كشي ما شركت كنيد.

جوايز:
شركت مجدد در قرعه كشي٬ همين.


افرادي كه در مسابقه شركت نمي كنند حق شركت در مسابقه را ندارند.
فتوكپي صفحه دوم استاد را به شماره دوثه ثفر نود اس امِ ان اس كنند.
با تشكر .

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 13:35 توسط صدرا منبري |