تبليغاتX
" href="rss.aspx" />

وبلاگ رسمی دوره سیزده دبیرستان مفید دو
کسایی که با شعر نو میونه خوبی دارند حتما میدونن این جمله بالا مال کیه.

خلاصه هدف من از این موضوع بالایی شناساندن شاعر معاصر سهراب سپهری نبود بلکه در خود جمله باید دقت کرد که واقعا خانه دوست کجاست؟

میدونم همه ما خونه دلامون چه خیلی بزرگ باشه چه خیلی کوچک چه با کلاس باشه چه بی کلاس چی خیاطش بزرگ باشه چه کوچک و خلاصه خونه دلامون هر چی باشه از یک چیز نمیشه گذشت و آن اینکه تو این خونه جای کیه؟شاید بگید یه دوست قدیمی یا یک دوست جدید یا یک دوست همیشگی یا یک دوست که فقط به خاطر اینکه با تو دوسته.به نظرتون کدومش میتونه ولایق اینه که در این خونه باشه؟به نظر من که دوست وقتی میتونه دوست باشه که من نوعی لایق دوست داشتن داشته باشم.نمیخوام سرتونو درد بیارم ولی فکر میکنم دوستیهای ما نباید سر مسائلی کمرنگ بشه و قصد من نصیحت نبود چون همتون میدونید من کم نصیحت میکنم واین یک حرف بود که از روی علاقم به جمع دوست داشتنی دورمون گفتم وهمین وبس.

تا شقایق هست زندگی باید کرد

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 19:6 توسط محمداسماعیل مرشدی |

اولین پیام ماهواره امید:   زمین گرداست!

پیامی دیگرازماهواره امید:
به ناهیدوزهره تذكراكید داده شده حجاب خودرارعایت نمایندوازخودنمایی درجمع سایرسیارات خودداری نمایند.

در پی پرتاب موفقیت آمیز ماهواره امید و دستیابی ایران به تكنولوژی فضایی ، نام كهكشان راه شیری به بزرگراه شیخ فضل الله نوری تغییر کرد.

در پی قوت گرفتن شایعه جا ماندن جوراب در ماهواره امید، سازمان محیط زیست آدم فضایی ها اعلام کرد تا اطلاع ثانوی از سفر به اطراف زمین بدون ماسک ضد سم خودداری کنند

خبر فوری:ماهواره امید پس از جلسه خواستگاری از ناهید گفت:به دلیل توقعات بالای ناهید و مشکل مسکن اینجانب از خیر ناهید گذشتم و به سراغ زهره خواهم رفت!!!

آخرین خبر از ماهواره امید: من عاشق زهره شدم !

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 5:48 توسط محمداسماعیل مرشدی |

سلام

خدایا شکر

آقایون دانشگاه تهرانیا کجایید؟؟؟؟

اردوی سوزان تر از آتش ویژه بزرگداشت شهید چمران (راهیان نور) قرعه کشی آن در پردیس کشاورزی صورت گرفت می خواستم بدونم کدوماتون هستید؟؟

امیدوارم همتون باشید که با هم هم سفر باشیم

همه بچه ها موفق و سربلند باشید. ان شاالله

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 20:44 توسط محمداسماعیل مرشدی |

سلام

امیدوارم همگی خوب و موفق باشید.آقا بالاخره ما هم با کلی ایده اومدیم(از خود تعریف نمی کنم)

آقایون بریم سر اصل مطلب:داستان از جایی شروع می شه که ما یک فال رو گرفتیم و دست تقدیر یا هرچی که شما بگید غزلی اومد که امیدوارم برداشتتون خوب باشه و فکرهای زیبا و جالب داشته باشید ماشاالله شما هم که اهل شعر و ادب هستید(درست می گم دیگه؟).برای دیدن شعر ادامه مطلب رو ببینید

و بعد اینکه می خواستم بگم بچه ها ذوق های ادبی خودشون رو در قالب شعر-داستان و هر آنچه که به نظرتون می رسه بیشتر تراوش کنند تا همه از با هم بودن لذت ببریم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 0:33 توسط محمداسماعیل مرشدی |