
نتیجه حاصل می شود
که:
یا محسن جان کور هستند و این همه جمعیت را نمی بینند!!!
و یا اینکه بسیاری ازدوستان مقوله ی بی معرفتی را منفجر (پاره!) کرده اند٬
( نفس حقیر را مستثنا نمی کنم! )
لذا پای حرف٬ حرّاف های خوبی هستیم
اما پای عمل٬
ناگاه متوجه می شوی که دوستان کلاه خودشان را چسبیده
- نخود ٬ نخود ٬ هر که رود خانه خود -
سوی زندگیشان گریخته اند!
این طوری نمی شود برادر من
اگر قرار است دوره ای باشد٬
- که قرار بوده و هست -
و دوستی ای با شد که آن هم هست٬
نمی شود بگویی:
ما هم هستیم!
و بری دنبال زندگی خودت...
بودن نشانه دارد.
اگر گفتی هستم و نشانه ات نبود
یا دروغ می گویی!
(زبانم لال)
یا دست کم داری مغالطه می کنی...
ظاهرا دوره ای با مختصات دوره ی ما نبوده تا حالا
نه در مفید یک و نه دو
که انقدر سریع به قول بعضی از هم بپاشد
به قول ما مشغله های فردی اش زیاد شود
- و جلسه هفتگی اش تعطیل -
ریشه یابی و آسیب شناسی اش گردن عقلا (!) ی دوره
ولی حقیر از امثال خوم
(عوام دوره سیزده...)
که قدرت ذهنی کمتری داریم
و یک مقدار افکارمان پوسیده است
تمنا می کنم حرکتی بکنید
به از هیچ است...
البته اصراری ندارم!
اطلاعیه
رخش اینجانب رستم دستان مدتی است مفقود العسل شده(یعنی گم شده) !
و معلوم نیست دوباره کدوم دختر ترشیده ای
که رو دست باباش باد کرده دیواری کوتاه تر از ما گیر نیاورده و اسپ ما را دزدیده!![]()
به همین علت اینجانب اعلام می نمایم که به هیچوجه قصد ازدواج و بخصوص بچه دار شدن ندارم!!! ( آخه من نمی دونم چرا هیچکی اسب جومونگو نمی دزده)
در ضمن قیمت موز هم افزایش یافته
من
جواب:احتمالا چون نویسنده جومونگ وقت کافی برای کپی کردن و ساختن داستان نداشته ! البته کلا این کره ایها یه کم بی بته ان
انگار زندگي سخت شده ... انگار امتحانات سخت شده ...
انگار دانشگاه تنگ شده ... انگار دل اساتيد سنگ شده ...
انگار ...
ياعلي