تبليغاتX
" href="rss.aspx" />

وبلاگ رسمی دوره سیزده دبیرستان مفید دو

حكايت شيخ و درويش و دوشيزه!

شيخي براي فرار از جيفه ي دنيا سر به بيابان نهاده بود. همان سان كه طريق بي سر انجامي در پي داشت، به درويشي رسيد، كه شوريدگي امانش بريده بود و ناخواسته و نا دانسته سر از نا كجا آبادي در آورده بود كه شيخ بدان گريخته...

هم زبان شدند و از حكايت يكديگر مطلع گشتند. تصميم بر آن شد كه چند صباحي همراه راه هم گردند. در ميانه ي راه به رود خانه اي برخوردند كه لاجرم مي بايست در نورديده مي گشت.

در كنار رود، دوشيزه اي جوان كه در وجاهت صورت، آينيه ي جمال صورت آفرين بود پايي در رود داشت و پاي ديگر در كنار؛ و مي كوشيد تا بر  امواج متلاطم رو فائق آيد. لكن نه چاره اي بر قوت آب داشت و نه گزيري بر ژرفاي آن.

شيخ، بي آن كه چشم را به نظر شبهه بيالايد ، پاي در آب نهاد و مردانه به كارزار گرداب رفت و ساعتي بعد آن سوي رود بود.

درويش كه دخترك را اين سان مستاصل يافت، پيش از آنكه پاي بر رود نهد، دل به دريا زد و دوشيزه ي جوان را در كنار گرفت و با مشقت وافر از رود گذشت. دخترك سپاس گفت و درويش بدرود.

شيخ و درويش همراهي را از سر گرفتند؛ در حالي كه در رفتار و گفتار شيخ با درويش، توفيري عيان نمايان بود.

ساعت ها گذشت؛ تا اينكه شيخ طاقت از كف بداد و ناگاه روي ترش كرد و نيك از خود به در شد. فرياد بر آورد كه اي درويش لا حيا و حق نشناس! رذالات تا كي و غفلت تا كجا ؟! چه گونه حياتت بقا يافت، حال آنكه در پيش دو چشم باري تعالي آن سان دست و دامان خويش به معصيت آلودي!؟

درويش كه آثار شگفتي در چهره اش نمودار بود، اندكي تامل كرد تا منظور شيخ را فهم كند. ناگاه دو درهمي اش اوفتاد و بر ريش شيخ نيك خنده كرد.

با لحني سنگين و آسوده گفت:

اولا، تو از كجا يافتي كه باري تعالي سبحانه دو چشم دارد!؟

ثانيا من اگر آن دوشيزه را در آن سوي رود در آغوش كشيدم، ساعتي بعد در سوي ديگر نهادم و آمدم. اما تو از همان سوي تا همين ثانيه او را در آغوش كشيده اي و نمي هلي!

طرح داستان، از يكي از دوستان...

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 23:35 توسط مجتبی خاکسار |

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 22:25 توسط مجتبی خاکسار |

محسن
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 22:4 توسط محسن تبریزی |

این پیغامو خود رستم دستان بهم داد تا پخش کنم:

اطلاعیه

رخش اینجانب رستم دستان مدتی است مفقود العسل شده(یعنی گم شده) !

و معلوم نیست دوباره کدوم دختر ترشیده ای که رو دست باباش باد کرده دیواری کوتاه تر از ما گیر نیاورده و اسپ ما را دزدیده!

به همین علت اینجانب اعلام می نمایم که به هیچوجه قصد ازدواج و بخصوص بچه دار شدن ندارم!!! ( آخه من نمی دونم چرا هیچکی اسب جومونگو نمی دزده)

در ضمن قیمت موز هم افزایش یافته

من

 

جواب:احتمالا چون نویسنده جومونگ وقت کافی برای کپی کردن و ساختن داستان نداشته ! البته کلا این کره ایها یه کم بی بته ان

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 1:14 توسط محسن تبریزی |

واسه اینکه جو عوض شه این مطلب نسبتا قدیمی می ذارم:

محسن سابق!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 12:32 توسط محسن تبریزی |

اولین پیام ماهواره امید:   زمین گرداست!

پیامی دیگرازماهواره امید:
به ناهیدوزهره تذكراكید داده شده حجاب خودرارعایت نمایندوازخودنمایی درجمع سایرسیارات خودداری نمایند.

در پی پرتاب موفقیت آمیز ماهواره امید و دستیابی ایران به تكنولوژی فضایی ، نام كهكشان راه شیری به بزرگراه شیخ فضل الله نوری تغییر کرد.

در پی قوت گرفتن شایعه جا ماندن جوراب در ماهواره امید، سازمان محیط زیست آدم فضایی ها اعلام کرد تا اطلاع ثانوی از سفر به اطراف زمین بدون ماسک ضد سم خودداری کنند

خبر فوری:ماهواره امید پس از جلسه خواستگاری از ناهید گفت:به دلیل توقعات بالای ناهید و مشکل مسکن اینجانب از خیر ناهید گذشتم و به سراغ زهره خواهم رفت!!!

آخرین خبر از ماهواره امید: من عاشق زهره شدم !

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 5:48 توسط محمداسماعیل مرشدی |

با سلام

خبر رسیده یه سری از بچه ها این ترم تربیت بدنی ۱ گرفته اند. با تحقیقات بیشتر مشخص شده که تربیت بدنیشون مختلطه!!!!!!!!! تازه استادشم خانومه!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

 نظر شما چیه؟

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 9:59 توسط حامد رحيمي |

سلام

خوب ، جك دست سازم مثل نارنجك دست ساز خطرناكه ...اونم اگه من ساخته باشمش ها ها ها

۱. البته اين جك رو بهتر بود قبل از طرحي كه در مورد ترافيك اجرا شده و وضع ترافيك رو خوب كرده مي گفتم .

: يه بابايي مي ره تو اتوبان همت مي بينه كيپه كيپه و ماشين ها اصلا تكون نمي خورن . پياده مي شه يه خورده مي ره جلو مي بينه ماشين ها توشون خاليه و كسي نيس ، به راننده بقليش مي گه اينا كجا رفتن ؟

مي گه رفتن ناهار و نماز

۲. تو تلويزيووون مي گن با هر بار باز و بسته كردن در يخچال كلي انرژي هدر مي ره .

نتيجه اخلاقي اين كه ديگه در يخچالو وا نكنيم ........!!!!!!!!!!

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

میخوام یک خورده روی تیکه کار تئورریتیکال کنم . تا در برابر شبهاتی که ممکن است در مورد تیکه بعضی ها وارد کنند قوی شیم !!!

مزيت تيكه به جك :  نسبت تعداد جک های بد (بی تربیتی!) ای که مردم در سال می گن به تیکه های بد عدد بزرگی است.

تعریف : تك تيكه انداز : به کسی اطلاق می کنیم که در روز کمتر از تعداد انگشتان دست تیکه بندازد.

مصداق بارز تك تيكه انداز: احسان اماني- مثلا رسولي و منبري تك تيكه انداز نيستند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

تيكه : چندي پيش در كلاس المپياد فيزيك يه چيزي شد كه بايد مي گفتم هر كي المپياد مي خوونه بايد سختي هاش هم بكشه . يه هو آنتروپيه مغزم رفت بالا انداختم :(مضمون)

هر كي المپياد مي خونه بايد سه مميز چهاردشو به تنش بماله ....

----------------------------------------------------------------------------------------------

تا تیکه ها و جک های  بعدی دست به سینه روبروی شما هستم !!!!

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 3:30 توسط صدرا جزايري |